وقتی افکار خودکشی و خود آسیب رسانی سراغمان می‌آید چه کنیم و چگونه کمک بگیریم؟

وقتی افکار خودکشی و خود آسیب رسانی سراغمان می‌آید چه کنیم و چگونه کمک بگیریم؟
فهرست مطالب

فکر کردن به مرگ، آرزو کردن اینکه «کاش دیگر بیدار نمی‌شدم»، احساس اینکه زندگی دیگر قابل تحمل نیست یا فکر آسیب زدن به خود، تجربه‌هایی هستند که صحبت کردن درباره آن‌ها برای بسیاری از افراد دشوار است. بعضی افراد از قضاوت شدن می‌ترسند، بعضی نگران‌اند که دیگران آن‌ها را «ضعیف» بدانند و بعضی حتی خودشان نمی‌دانند چرا چنین افکاری به ذهنشان می‌آید.

اما افکار خودکشی و افکار خودآسیب‌رسانی نشانه‌ای هستند که فرد در حال تجربه فشار روانی قابل‌توجهی است و به حمایت نیاز دارد. وجود چنین افکاری به این معنا نیست که فرد حتماً اقدامی انجام خواهد داد، اما نباید آن‌ها را بی‌اهمیت تلقی کرد.

سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که رفتارهای مرتبط با خودکشی مسئله‌ای جدی در سلامت عمومی هستند و بسیاری از موارد با شناسایی به‌موقع، دریافت حمایت و مداخلات مبتنی بر شواهد قابل پیشگیری‌اند. (منبع: سازمان جهانی بهداشت، WHO – Suicide)

اگر شما یا فردی که کنارتان است همین حالا قصد آسیب زدن به خود دارد، احساس می‌کند نمی‌تواند امنیت خود را حفظ کند یا خطر فوری وجود دارد، منتظر نوبت عادی مشاوره نمانید.

فرد را تنها نگذارید و با خدمات اورژانسی تماس بگیرید. در ایران می‌توان با اورژانس پزشکی 115، اورژانس اجتماعی بهزیستی (مداخله در بحران) 123 و برای دریافت خدمات مشاوره تلفنی با صدای مشاور بهزیستی ۱۴۸۰ تماس گرفت. اگر خارج از ایران هستید، با شماره اورژانس یا خط بحران محل زندگی خود تماس بگیرید.

تفاوت افکار خودکشی با خودآسیب‌رسانی چیست؟

یکی از نکات مهم این است که خودآسیب‌رسانی و خودکشی الزاماً یک مفهوم نیستند.

خودآسیب‌رسانی به رفتار عمدی برای آسیب زدن به خود گفته می‌شود (مانند تفکرات مازوخیستی) اما ممکن است فرد هنگام انجام آن قصد پایان دادن به زندگی خود را نداشته باشد. بعضی افراد از خودآسیب‌رسانی برای کاهش موقت فشار عاطفی شدید، کنترل احساس خشم، احساس پوچی، تنبیه خود یا تبدیل یک درد روانی مبهم به یک درد قابل لمس استفاده می‌کنند.

در مقابل، در افکار خودکشی ممکن است فرد به پایان دادن به زندگی خود فکر کند. این افکار از نظر شدت نیز متفاوت‌اند. گاهی فرد صرفاً فکر می‌کند «کاش نبودم» یا «کاش خوابم می‌برد و دیگر بیدار نمی‌شدم». در موارد دیگر، افکار مشخص‌تر و جدی‌تر می‌شوند.

با این حال، نباید تصور کرد خودآسیب‌رسانی چون همیشه با قصد مرگ همراه نیست، مسئله مهمی نیست. راهنمای NICE توصیه می‌کند هر مورد خودآسیب‌رسانی از نظر عوامل روان‌شناختی، شرایط زندگی، مشکلات همراه و ایمنی فرد به‌صورت حرفه‌ای بررسی شود. (منبع: Self-harm: assessment, management and preventing recurrence)

چرا افکار خودکشی به وجود می‌آیند؟

تقریباً هیچ‌وقت نمی‌توان افکار خودکشی را به یک علت واحد نسبت داد. ممکن است چند عامل روان‌شناختی، خانوادگی، اجتماعی یا جسمی هم‌زمان بر فرد فشار وارد کنند.

افسردگی شدید، اختلال دوقطبی، بعضی اختلالات اضطرابی، تروما، سوءمصرف الکل یا مواد، احساس تنهایی شدید، سوگ، شکست عاطفی، مشکلات خانوادگی، فشار اقتصادی، بیماری یا درد مزمن و تجربه خشونت یا سوءاستفاده می‌توانند از عوامل مرتبط باشند.

اما حتی وجود یک تشخیص روان‌پزشکی نیز به‌تنهایی توضیح‌دهنده خودکشی نیست. گاهی فرد در مدت کوتاهی تحت فشار چند بحران قرار می‌گیرد و احساس می‌کند دیگر هیچ راهی وجود ندارد.

در بسیاری از جلسات درمان، چیزی که پشت جمله «دیگه نمی‌خوام زندگی کنم» قرار دارد الزاماً میل پایدار به مرگ نیست بلکه جمله پنهان فرد ممکن است این باشد:

«من نمیخوام این زندگی با این میزان درد ادامه داشته باشه.»

این تفاوت مهم است، زیرا یکی از اهداف درمان آن است که به فرد کمک کنیم بین «پایان دادن به درد» و «پایان دادن به زندگی» تفاوت بگذارد و راه‌های دیگری برای کاهش درد روانی پیدا کند.

نشانه‌های هشدار افکار خودکشی چه هستند؟

نشانه‌های هشدار افکار خودکشی چه هستند؟

هیچ نشانه‌ای به‌تنهایی نمی‌تواند با قطعیت پیش‌بینی کند که فرد اقدام به خودکشی خواهد کرد. با این حال، بعضی تغییرات رفتاری یا کلامی باید جدی گرفته شوند مخصوصاً اگر تازه ایجاد شده یا شدت آن‌ها افزایش پیدا کرده باشد.

صحبت درباره مرگ یا نبودن، بیان احساس ناامیدی شدید، گفتن جملاتی مانند «بود و نبود من فرقی نداره»، «همه بدون من راحت‌تر هستن» یا «هیچ راهی ندارم»، کناره‌گیری ناگهانی از اطرافیان، خداحافظی غیرمعمول، تغییر شدید خواب یا اشتها، افزایش مصرف مواد یا الکل، بی‌قراری قابل توجه، رفتارهای پرخطر و تغییرات شدید خلق می‌توانند از نشانه‌هایی باشند که نیاز به بررسی بیشتر دارند.

یکی از نشانه‌های مهم‌تر زمانی است که فرد درباره اقدام به خودکشی صحبت می‌کند یا می‌گوید احساس می‌کند نمی‌تواند امنیت خود را حفظ کند. در چنین شرایطی ارزیابی فوری حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد. موسسه ملی سلامت روان آمریکا نیز تأکید می‌کند که وجود افکار فعلی خودکشی و افزایش نشانه‌های هشدار باید جدی گرفته شود.

اگر خودتان افکار خودکشی دارید چه کار کنید؟

اولین نکته این است که مجبور نیستید این وضعیت را به‌تنهایی مدیریت کنید.

وقتی ذهن تحت فشار شدید قرار می‌گیرد، توانایی دیدن گزینه‌های مختلف کاهش پیدا می‌کند. ممکن است مسئله‌ای که در حالت عادی چند راه‌حل دارد، در بحران کاملاً بن‌بست به نظر برسد. به همین دلیل تصمیم‌هایی که در اوج یک بحران روانی گرفته می‌شوند لزوماً منعکس‌کننده خواسته‌های پایدار فرد نیستند.

اگر افکار خودکشی دارید، مهم است که این موضوع را با یک فرد قابل اعتماد مطرح کنید. لازم نیست توضیح پیچیده‌ای بدهید. جمله‌ای مانند «چند وقتیه افکاری دارم که منو می‌ترسونن و فکر می‌کنم نباید تنها بمونم» می‌تواند شروع مناسبی باشد.

اگر احساس می‌کنید احتمال دارد به خودتان آسیب بزنید، تنها نمانید و به محیطی بروید که افراد دیگری حضور دارند. دسترسی خود به هر چیزی که ممکن است در لحظه بحران برای آسیب زدن به خود استفاده شود محدود کنید یا از فرد قابل اعتمادی بخواهید در ایجاد یک محیط امن‌تر کمک کند. کاهش دسترسی به ابزارهای خطرناک یکی از مداخلات توصیه‌شده در پیشگیری از خودکشی است.

الکل و مواد نیز می‌توانند کنترل تکانه را کاهش دهند و شرایط را غیرقابل پیش‌بینی‌تر کنند بنابراین در زمان بحران بهتر است از مصرف آن‌ها دوری شود.

مهم‌تر از همه، برای ارزیابی تخصصی با روانشناس، روانپزشک یا یک مرکز سلامت روان تماس بگیرید.

یک برنامه ایمنی می‌تواند کمک‌کننده باشد

یکی از روش‌هایی که متخصصان سلامت روان برای افراد دارای افکار خودکشی استفاده می‌کنند، برنامه ایمنی یا Safety Plan است.

برنامه ایمنی یک «قول دادن برای اینکه کاری انجام ندیم» نیست. در واقع NIMH تأکید می‌کند که قراردادهای ساده‌ای مثل «قول بده به خودت آسیب نزنی» جایگزین برنامه ایمنی نیستند. برنامه ایمنی باید مشخص و قابل اجرا باشد.

در یک برنامه ایمنی معمولاً این موارد مشخص می‌شوند: نشانه‌هایی که می‌گویند فرد در حال نزدیک شدن به بحران است، کارهایی که می‌تواند برای عبور موقت از موج شدید هیجان انجام دهد، افراد قابل اعتماد برای تماس، مکان‌هایی که حضور در آن‌ها احساس امنیت بیشتری ایجاد می‌کند، اطلاعات تماس متخصص یا مرکز درمانی و اقداماتی برای امن‌تر کردن محیط.

NICE نیز تهیه برنامه ایمنی مشترک میان درمانگر و فرد را از مداخلات قابل استفاده پس از خودآسیب‌رسانی می‌داند.

اگر فردی به شما گفت «می‌خوام خودمو بکشم» چه کار کنید؟

شنیدن چنین جمله‌ای ممکن است بسیار ترسناک باشد. واکنش طبیعی بعضی افراد این است که فوراً بخواهند طرف مقابل را متقاعد کنند که اشتباه می‌کند، نصیحت کنند یا موضوع را کوچک جلوه دهند.

اما اولین کار شما حل تمام مشکلات او نیست.

اول باید بفهمید شرایط چقدر جدی است و به فرد نشان دهید که حرفش را شنیده‌اید.

می‌توانید آرام و مستقیم بپرسید:

«آیا به خودکشی فکر می‌کنی؟»

برخلاف یک باور قدیمی، سؤال مستقیم درباره خودکشی باعث ایجاد فکر خودکشی نمی‌شود. پژوهش‌ها و راهنمای NIMH نشان می‌دهند که پرسیدن مستقیم می‌تواند به فرد اجازه دهد درباره تجربه خود صحبت کند و راه دریافت کمک باز شود.

بعد می‌توانید بپرسید آیا این فکر همین حالا وجود دارد و آیا فرد احساس می‌کند قادر به حفظ امنیت خود هست یا نه.

اگر متوجه شدید خطر فوری وجود دارد، فرد را تنها نگذارید. از یک عضو قابل اعتماد خانواده، خدمات اورژانسی یا متخصص سلامت روان کمک بگیرید.

اگر فرد از شما خواست «به هیچ‌کس نگو»، در شرایطی که جان او ممکن است در خطر باشد نباید قول رازداری مطلق بدهید. می‌توانید بگویید:

«من به حریم خصوصیت احترام میذارم، اما چون زندگی و امنیتت برام مهمه نمی‌تونم این موضوع رو کاملاً پیش خودم نگه دارم، می‌خوام کمک بگیریم.»

چگونه با فردی که افکار خودکشی دارد صحبت کنیم؟

مؤثرترین گفت‌وگوها معمولاً ساده‌تر از چیزی هستند که تصور می‌کنیم.

به‌جای تلاش برای ارائه یک سخنرانی انگیزشی، گوش دهید. اجازه دهید فرد درباره درد خود صحبت کند. جملاتی مانند «می‌فهمم که الان فشار خیلی زیادی رو تحمل می‌کنی»، «خوشحالم که این موضوع رو به من گفتی» و «قرار نیست با این وضعیت تنها بمونی» معمولاً بسیار کمک‌کننده‌تر از نصیحت هستند.

NIMH پنج اقدام اصلی را برای کمک به فرد دارای افکار خودکشی مطرح می‌کند: سؤال کردن مستقیم، حضور و گوش دادن، کمک به ایجاد محیط امن‌تر، وصل کردن فرد به منابع حمایتی و پیگیری وضعیت او بعد از بحران. (منبع: 5 Action Steps to Help Someone Having Thoughts of Suicide)

پیگیری اهمیت زیادی دارد. بسیاری از افراد روز بعد از بحران همچنان به حمایت نیاز دارند. یک پیام ساده مانند «امروز حالت چطوره؟» یا همراهی برای مراجعه به روانشناس یا روانپزشک می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

چه چیزهایی را نباید به فرد دارای افکار خودکشی بگوییم؟

بعضی جملات با نیت خوب گفته می‌شوند اما ممکن است احساس شرم یا تنهایی فرد را بیشتر کنند.

جملاتی مثل «تو که همه‌چیز داری»، «خیلی‌ها مشکلات بزرگ‌تر از تو دارن»، «این حرف‌ها برای جلب توجهه»، «فقط مثبت فکر کن»، «به خاطر خانوادت حق نداری اینطوری فکر کنی» یا سرزنش فرد بابت داشتن این افکار معمولاً کمک‌کننده نیستند.

هدف این نیست که ثابت کنیم زندگی فرد «آن‌قدرها هم بد نیست». هدف این است که بفهمیم چرا در این لحظه زندگی برای او غیرقابل تحمل شده است.

آیا کسی که درباره خودکشی حرف می‌زند فقط دنبال جلب توجه است؟

آیا کسی که درباره خودکشی حرف می‌زند فقط دنبال جلب توجه است؟

این یکی از خطرناک‌ترین باورهای رایج درباره خودکشی است.

حتی اگر فرد با بیان افکار خودکشی در تلاش برای دریافت توجه و حمایت باشد، همین موضوع نشان می‌دهد که او در حال تجربه فشار قابل‌توجهی است و مهارت یا منابع کافی برای بیان نیازهای خود ندارد.

NIMH نیز تأکید می‌کند که افکار و رفتارهای خودکشی نشانه پریشانی شدید هستند و باید جدی گرفته شوند.

پس بهتر است به‌جای پرسیدن «واقعاً می‌خواد این کارو انجام بده یا فقط توجه میخواد؟» بپرسیم:

«چه چیزی باعث شده به جایی برسی که احساس کنی خودکشی و مرگ یه گزینه است؟»

درمان افکار خودکشی چگونه انجام می‌شود؟

برای افکار خودکشی یک درمان واحد که برای همه افراد مناسب باشد وجود ندارد. درمان بر اساس شدت افکار، عوامل زمینه‌ای، سابقه خودآسیب‌رسانی یا اقدام قبلی، شرایط خانوادگی، مشکلات روانپزشکی و وضعیت فعلی فرد طراحی می‌شود.

اولین مرحله معمولاً ارزیابی روان‌شناختی و روانپزشکی است.

در این ارزیابی درمانگر ممکن است درباره شدت و تکرار افکار، وضعیت فعلی، سابقه بحران‌های قبلی، افسردگی، اضطراب، تروما، مصرف مواد، روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، خواب و رویدادهای استرس‌زای اخیر سؤال کند.

هدف این ارزیابی «بازجویی» نیست بلکه هدف ساختن تصویری از شرایط فرد و پیدا کردن مناسب‌ترین مسیر برای حفظ ایمنی و درمان است.

راهنمای NICE نیز توصیه می‌کند پس از خودآسیب‌رسانی، ارزیابی روانی ـ اجتماعی بر نیازهای فرد، عوامل زمینه‌ای، نقاط قوت، حمایت اجتماعی و ایمنی او متمرکز باشد و تنها به یک نمره یا برچسب «کم‌خطر و پرخطر» اکتفا نشود.

درمان شناختی رفتاری برای افکار خودآسیب‌رسانی

یکی از رویکردهایی که می‌تواند در برخی افراد مفید باشد، درمان‌های مبتنی بر درمان شناختی رفتاری یا CBT است.

در این درمان فرد به‌تدریج یاد می‌گیرد افکار خودکاری را که در بحران فعال می‌شوند شناسایی کند؛ برای مثال:

«هیچ‌چیز درست نمیشه.»

«من فقط سربار بقیه هستم.»

«تنها راه تموم کردن این درد، مردن است.»

هدف درمانگر این نیست که صرفاً بگوید این افکار «غلط» هستند. درمان کمک می‌کند فرد شواهد، الگوهای فکری، شرایط تحریک‌کننده، مهارت حل مسئله و راه‌های دیگری برای مقابله با بحران را بررسی کند.

راهنمای NICE برای بزرگسالانی که خودآسیب‌رسانی داشته‌اند، مداخلات روان‌شناختی ساختارمند و فردمحور مبتنی بر CBT، از جمله CBT یا درمان حل مسئله، را از گزینه‌های درمانی توصیه‌شده می‌داند.

درمان دیالکتیکی رفتاری یا DBT

در برخی افراد، به‌خصوص زمانی که خودآسیب‌رسانی با نوسانات هیجانی شدید، تکانشگری یا دشواری در تنظیم احساسات همراه است، رویکردهای مبتنی بر درمان دیالکتیکی رفتاری یا DBT می‌توانند مفید باشند.

در این درمان مهارت‌هایی مانند تحمل پریشانی، تنظیم هیجان، ذهن‌آگاهی و ارتباط مؤثر آموزش داده می‌شوند.

برای بعضی نوجوانانی که مشکلات قابل‌توجه تنظیم هیجان و خودآسیب‌رسانی مکرر دارند، NICE استفاده از DBT سازگارشده برای نوجوانان یا DBT-A را نیز مطرح می‌کند.

نقش روانپزشک و دارو در درمان افکار خودکشی

دارو برای همه افرادی که افکار خودکشی دارند لازم نیست.

اما گاهی افکار خودکشی در زمینه اختلالاتی مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اضطراب شدید، روان‌پریشی یا مشکلات دیگر ایجاد شده‌اند. در این شرایط ارزیابی روانپزشک اهمیت پیدا می‌کند و ممکن است درمان دارویی در کنار روان‌درمانی توصیه شود.

انتخاب دارو باید بر اساس تشخیص، سابقه درمان، وضعیت جسمی، داروهای دیگر و شرایط فرد انجام شود. شروع، تغییر مقدار یا قطع داروهای روانپزشکی نباید به‌صورت خودسرانه انجام شود.

در بسیاری از موارد بهترین نتیجه زمانی به دست می‌آید که روانشناس و روانپزشک در صورت نیاز به‌صورت هماهنگ روی مشکلات فرد کار کنند.

تجربه اتاق درمان؛ وقتی «نمی‌خواهم زندگی کنم» معنای دیگری داشت

نمونه‌های زیر پرونده واقعی هیچ مراجعه‌کننده مشخصی نیستند بلکه مثال‌های ترکیبی و تغییر‌یافته‌ای از الگوهایی هستند که در درمان افراد دارای افکار خودکشی و خودآسیب‌رسانی مشاهده می‌شوند.

نمونه اول؛ مریم و احساس اینکه دیگر هیچ راهی وجود ندارد

مریم، خانمی حدوداً ۳۰ ساله، بعد از پایان یک رابطه طولانی و هم‌زمان با فشار شدید کاری وارد درمان شد. شب‌ها خواب منظمی نداشت، ارتباطش با دوستانش را کاهش داده بود و بارها با خودش فکر می‌کرد: «اگه دیگه بیدار نشم راحت‌ترم.»

او در ابتدا خودش را «خودکشی‌گرا» نمی‌دانست چون برنامه‌ای برای پایان دادن به زندگی نداشت. اما همین افکار نشان می‌داد میزان فشار روانی او بالاست.

در جلسات نخست تمرکز اصلی روی ارزیابی ایمنی، ساخت برنامه ایمنی، بازگرداندن ارتباط با دو نفر از دوستان نزدیک و تنظیم خواب بود. بعد از کاهش بحران اولیه، درمان شناختی رفتاری برای بررسی احساس شکست، خودسرزنشگری و این باور که «همه آیندم رو از دست دادم» شروع شد.

چند ماه بعد مریم همچنان روزهای سختی داشت، اما تفاوت مهم این بود که دیگر هر موج ناامیدی را یک حقیقت دائمی نمی‌دید. حدود یک سال بعد خودش این‌طور تجربه‌اش را توصیف می‌کرد: «هنوز بعضی روزها حالم خیلی بد میشه، ولی حالا میدونم بد شدن حال یعنی باید برنامه‌ای رو که ساختم اجرا کنم، نه اینکه تصمیم بزرگی بگیرم.»

هدف درمان دقیقاً همین است: نه اینکه فرد هرگز احساس ناراحتی نکند، بلکه بتواند بحران را بدون آسیب زدن به خود پشت سر بگذارد.

تجربه اتاق درمان؛ وقتی «نمی‌خواهم زندگی کنم» معنای دیگری داشت

نمونه دوم؛ سعید و خودآسیب‌رسانی هنگام خشم شدید

سعید در اواسط دهه سی زندگی خود بود و پس از درگیری‌های شدید خانوادگی گاهی به خودش آسیب می‌زد. وقتی درباره این رفتار صحبت شد، مشخص شد قصد اصلی او مرگ نبود، او می‌گفت: «وقتی عصبانی میشم نمیدونم با این حجم فشار چیکار کنم.»

تمرکز درمان روی شناخت زنجیره اتفاقاتی بود که قبل از خودآسیب‌رسانی رخ می‌داد: یک تعارض، افزایش سریع خشم، افکار شدید خودسرزنشگرانه و بعد احساس از کنترل خارج شدن.

بخش مهمی از جلسات به تمرین مهارت‌های تنظیم هیجان، خروج موقت و ایمن از موقعیت تعارض، شناسایی علائم بدنی خشم و استفاده از راه‌های جایگزین برای عبور از موج هیجانی اختصاص پیدا کرد.

در ماه‌های بعد فاصله بین بحران‌ها بیشتر شد و در بسیاری از موقعیت‌هایی که قبلاً به خودآسیب‌رسانی منجر می‌شد، سعید توانست قبل از رسیدن به نقطه بحرانی از مهارت‌هایی که تمرین کرده بود استفاده کند.

نمونه سوم؛ نوجوانی که نمی‌خواست خانواده نگران شوند

نیلوفر، نوجوانی ۱۷ ساله، مدت‌ها افکار خودآسیب‌رسانی خود را مخفی کرده بود زیرا می‌ترسید خانواده‌اش او را سرزنش کنند یا کنترل‌های شدیدی روی زندگی‌اش اعمال کنند.

درمان فقط روی نیلوفر متمرکز نشد. بعد از بررسی شرایط و با در نظر گرفتن ایمنی و حریم شخصی او، بخشی از فرایند شامل آموزش خانواده شد: چگونه بدون بازجویی سؤال کنند، چگونه علائم بحران را تشخیص دهند و چگونه از تبدیل خانه به محیطی پر از کنترل و تهدید جلوگیری کنند.

با افزایش احساس امنیت در خانه، درمان فردی و یادگیری مهارت‌های تنظیم هیجان نیز اثر بیشتری پیدا کرد.

این نمونه نشان می‌دهد که در کودکان و نوجوانان، درمان افکار خودکشی یا خودآسیب‌رسانی ممکن است علاوه بر جلسات فردی، به مشارکت خانواده نیز نیاز داشته باشد.

آیا افکار خودکشی کاملاً از بین می‌روند؟

برای بسیاری از افراد، با درمان مناسب شدت و دفعات افکار خودکشی به شکل قابل‌توجهی کاهش پیدا می‌کند و ممکن است برای دوره‌های طولانی کاملاً ناپدید شود.

در بعضی افراد نیز این افکار در دوره‌های فشار شدید دوباره ظاهر می‌شوند.

بازگشت یک فکر به این معنا نیست که درمان شکست خورده است.

یکی از اهداف مهم درمان این است که فرد بتواند علائم اولیه بحران را سریع‌تر تشخیص دهد. اگر قبلاً بحران طی چند ساعت به نقطه بسیار شدیدی می‌رسید، فرد ممکن است بعد از درمان چند روز زودتر متوجه تغییر خواب، افزایش انزوا، افکار ناامیدانه یا کنار گذاشتن فعالیت‌های روزمره شود و سریع‌تر کمک بگیرد.

خانواده چه نقشی در درمان افکار خودکشی دارد؟

خانواده و دوستان نمی‌توانند جای درمانگر را بگیرند، اما می‌توانند بخش مهمی از شبکه حمایتی فرد باشند.

یکی از مفیدترین کارها ایجاد فضایی است که فرد بتواند حال بدش را بدون ترس از تحقیر یا مجازات بیان کند.

گاهی خانواده با نیت محافظت، فرد را دائماً بازجویی می‌کند:

«الان چه فکری می‌کنی؟»

«دوباره اون فکرها اومده؟»

«مطمئنی کاری نمی‌کنی؟»

این میزان کنترل می‌تواند بعضی افراد را به پنهان کردن افکارشان سوق دهد.

رویکرد بهتر، ترکیبی از توجه، گفت‌وگوی صادقانه، رعایت برنامه ایمنی و ارتباط با تیم درمان است.

اگر فرد حاضر به مراجعه به روانشناس نباشد چه کنیم؟

اجبار و تهدید معمولاً اولین راه‌حل مناسبی نیستند.

می‌توانید درباره دلیل مقاومت او سؤال کنید. شاید تجربه بدی از درمان داشته، از قضاوت شدن می‌ترسد، هزینه درمان برایش دشوار است یا تصور می‌کند روانشناس نمی‌تواند کمکی کند.

گاهی پیشنهاد یک جلسه اولیه، امکان مشاوره تلفنی یا تصویری یا حتی همراهی فرد برای گرفتن نوبت، شروع را ساده‌تر می‌کند.

اما اگر خطر فوری برای جان فرد وجود دارد، موضوع متفاوت است. در این شرایط ایمنی در اولویت قرار می‌گیرد و باید از خدمات اورژانسی یا متخصصان مداخله در بحران (مانند شماره تماس 123) کمک گرفت، حتی اگر فرد در آن لحظه از این تصمیم خوشحال نباشد.

مشاوره آنلاین برای افکار خودکشی مناسب است؟

مشاوره تصویری، تلفنی یا آنلاین می‌تواند برای بسیاری از مشکلات روان‌شناختی و برای ادامه درمان بسیار مفید باشد و دسترسی به متخصص را ساده‌تر کند.

با این حال، جلسه آنلاین جای خدمات اورژانسی را در شرایط خطر فوری نمی‌گیرد.

اگر فرد در همان لحظه قصد جدی آسیب زدن به خود دارد یا نمی‌تواند ایمنی خود را حفظ کند، باید از خدمات اورژانسی محل زندگی کمک گرفت.

بعد از عبور از مرحله فوری، جلسات روان‌درمانی حضوری یا آنلاین می‌توانند بخشی از درمان و پیشگیری از بحران‌های بعدی باشند.

مشاوره آنلاین در آغاز برای افکار خودکشی مناسب است؟

آغاز؛ دسترسی ساده‌تر به روانشناس و روانپزشک

گاهی سخت‌ترین قسمت درمان، همان قدم اول است، اینکه فرد تصمیم بگیرد درباره چیزی که مدت‌ها پنهان کرده با یک متخصص صحبت کند.

در آغاز تلاش کرده‌ایم دسترسی به خدمات سلامت روان ساده‌تر باشد. کاربران می‌توانند بر اساس شرایط و ترجیح خود، جلسات مشاوره تصویری، تلفنی یا متنی با متخصصان سلامت روان رزرو کنند.

در آغاز می‌توانید برای موضوعات مختلف روان‌شناختی از متخصص متناسب با نیاز خود کمک بگیرید؛ از جمله مشکلات مربوط به افسردگی و خلق، اضطراب و حملات پانیک، وسواس، مشکلات عاطفی و روابط بین‌فردی، زوج‌درمانی، خانواده، کودک و نوجوان، تروما و تجربه‌های آسیب‌زا، سوگ، مشکلات رفتاری، اعتیاد و سایر حوزه‌های روان‌درمانی.

همچنین در شرایطی که ارزیابی پزشکی یا درمان دارویی لازم باشد، امکان مراجعه به روانپزشک اهمیت پیدا می‌کند.

اگر مدتی است افکار مرگ، خودآسیب‌رسانی یا خودکشی را تجربه می‌کنید، لازم نیست صبر کنید تا شرایط «به اندازه کافی بد» شود تا مستحق کمک باشید. همین که این افکار باعث ترس، فشار یا اختلال در زندگی شما شده‌اند، دلیل کافی برای صحبت با یک متخصص در حوزه خودکشی است.

و اگر وضعیت فوری است، ابتدا از خدمات اورژانسی کمک بگیرید و بعد مسیر درمان را ادامه دهید.

یک نکته مهم در پایان

افکار خودکشی معمولاً در زمانی ظاهر می‌شوند که درد روانی، امید و توان حل مسئله را تحت تأثیر قرار داده است. آنچه امروز کاملاً بدون راه‌حل به نظر می‌رسد، ممکن است بعد از عبور از بحران و دریافت درمان شکل بسیار متفاوتی پیدا کند.

لازم نیست برای مراجعه به روانشناس منتظر بمانید تا شرایط به بدترین نقطه برسد. اگر مدتی است فکر مرگ، ناپدید شدن، آسیب زدن به خود یا خودکشی در ذهن شما تکرار می‌شود، صحبت کردن با یک متخصص می‌تواند اولین قدم برای فهمیدن ریشه این افکار و پیدا کردن راه‌های امن‌تر برای تحمل و حل مشکلات باشد.

اگر خطر فوری وجود دارد، اولویت با حفظ ایمنی و دریافت کمک اورژانسی است. اگر خطر فوری وجود ندارد، می‌توانید فرایند ارزیابی و درمان را با یک روانشناس یا روانپزشک آغاز کنید.

سوالات متداول درباره افکار خودکشی و خودآسیب‌رسانی

1- آیا فکر کردن به خودکشی یعنی من حتماً خودکشی خواهم کرد؟

خیر. وجود افکار خودکشی به این معنا نیست که فرد حتماً اقدامی انجام خواهد داد. با این حال، این افکار نشانه مهمی از فشار روانی هستند و بهتر است درباره شدت، دفعات و شرایط ایجاد آن‌ها با روانشناس یا روانپزشک صحبت شود.

2- آیا پرسیدن از کسی درباره خودکشی باعث می‌شود این فکر به ذهنش بیفتد؟

خیر. شواهد نشان نمی‌دهند که سؤال مستقیم درباره خودکشی باعث ایجاد یا تشدید این افکار شود. برعکس، سؤال آرام و بدون قضاوت می‌تواند فرصت گفت‌وگو و دریافت کمک ایجاد کند.

3- اگر دوستم گفت می‌خواهد خودکشی کند باید راز او را حفظ کنم؟

اگر خطر فوری وجود دارد، نباید قول رازداری مطلق بدهید. حفظ جان و ایمنی فرد اولویت دارد. بهتر است از یک فرد قابل اعتماد، متخصص سلامت روان یا خدمات اورژانسی کمک بگیرید.

4- آیا خودآسیب‌رسانی همیشه به معنی قصد خودکشی است؟

خیر. بعضی افراد بدون قصد مرگ خودآسیب‌رسانی می‌کنند. با این حال، این رفتار باید جدی گرفته شود و نیازمند بررسی عوامل زمینه‌ای و ارزیابی حرفه‌ای است.

5- آیا افکار خودکشی درمان می‌شوند؟

در بسیاری از افراد، درمان مناسب می‌تواند شدت و دفعات این افکار را به‌طور قابل توجهی کاهش دهد. نوع درمان به عوامل ایجادکننده افکار، وضعیت روان‌شناختی و روانپزشکی، شرایط زندگی و میزان خطر بستگی دارد.

6- برای افکار خودکشی باید پیش روانشناس برویم یا روانپزشک؟

این موضوع به شرایط فرد بستگی دارد. در بسیاری از موارد روانشناس می‌تواند ارزیابی و روان‌درمانی را آغاز کند. اگر علائم شدید باشد، اختلال روانپزشکی مطرح باشد یا احتمال نیاز به دارو وجود داشته باشد، ارزیابی روانپزشک نیز ممکن است لازم شود. در بعضی موارد همکاری هم‌زمان روانشناس و روانپزشک بهترین مسیر است.

7- آیا درمان شناختی رفتاری برای خودآسیب‌رسانی مفید است؟

برای برخی افراد بله. NICE مداخلات روان‌شناختی ساختارمند و فردمحور مبتنی بر CBT را برای بزرگسالانی که خودآسیب‌رسانی داشته‌اند از گزینه‌های درمانی توصیه‌شده می‌داند.

8- اگر افکار خودکشی فقط گاهی به ذهنم می‌آیند باز هم باید کمک بگیرم؟

بله، به‌خصوص اگر این افکار تکرار می‌شوند، شدت آن‌ها افزایش یافته، باعث ترس شما شده‌اند یا همراه با افسردگی، ناامیدی، انزوا یا خودآسیب‌رسانی هستند. برای درخواست کمک لازم نیست منتظر بحرانی‌تر شدن وضعیت بمانید.

9- اگر فردی بعد از مدت‌ها افسردگی ناگهان خیلی آرام شد یعنی حالش بهتر شده؟

نه لزوماً. تغییر ناگهانی خلق می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد و به‌تنهایی نشان‌دهنده خطر یا بهبود نیست. اما اگر همراه با نشانه‌های دیگری مثل صحبت درباره مرگ، خداحافظی غیرمعمول یا رفتارهای نگران‌کننده باشد، بهتر است وضعیت فرد جدی بررسی شود.

10- در زمان بحران خودکشی با چه شماره‌ای تماس بگیریم؟

اگر خطر فوری وجود دارد، با خدمات اورژانسی محل زندگی تماس بگیرید. در ایران، اورژانس پزشکی ۱۱۵ و اورژانس اجتماعی ۱۲۳ در دسترس هستند و خط ۱۴۸۰ نیز برای خدمات مشاوره تلفنی بهزیستی استفاده می‌شود. اگر فرد در معرض خطر فوری است، او را تنها نگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *