سادیسم و مازوخیسم از آن دسته اصطلاحاتی هستند که در مکالمات روزمره بسیار استفاده میشوند، اما معنای عامیانه آنها همیشه با تعریف روانشناختی و روانپزشکی یکسان نیست. ممکن است کسی بهدلیل رفتار خشن یک فرد او را «سادیسمی» بداند یا فرد دیگری بهدلیل ماندن در یک رابطه آسیبزا «مازوخیست» نامیده شود در حالی که تشخیص اختلال روانشناختی به این سادگی نیست.
موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که سادیسم و مازوخیسم وارد حوزه روابط جنسی میشوند. آیا هر فردی که از نقش مسلط یا مطیع در رابطه لذت میبرد دچار اختلال است؟ آیا BDSM بیماری محسوب میشود؟ تفاوت یک رابطه توافقی ارباب و برده با سوءاستفاده چیست؟ و چه زمانی باید برای درمان سادیسم یا مازوخیسم به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کرد؟
برای پاسخ به این پرسشها باید سه مفهوم مهم را از یکدیگر جدا کنیم: «تمایل و فانتزی»، «رفتار توافقی میان بزرگسالان» و «اختلالی که باعث آسیب، اجبار یا اختلال جدی در زندگی فرد میشود».
راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا نیز میان علاقه جنسی غیرمعمول و اختلال پارافیلیک تفاوت قائل میشود. به بیان ساده، داشتن یک علاقه یا فانتزی بهتنهایی به معنای ابتلا به بیماری روانی نیست. زمانی موضوع از نظر بالینی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فرد یا دیگران آسیب ببینند، رضایت وجود نداشته باشد یا رفتارها موجب رنج شدید و اختلال قابلتوجه در زندگی شوند. (منبع: Paraphilic Disorders and DSM)
سادیسم چیست؟
سادیسم بهطور کلی به حالتی گفته میشود که فرد از ایجاد درد، تحقیر، سلطه یا رنج برای فرد دیگری نوعی لذت یا احساس رضایت دریافت میکند. با این حال استفاده روزمره از کلمه سادیسم بسیار گستردهتر از کاربرد تخصصی آن در روانپزشکی است.
ممکن است فردی از تحقیر کردن همکاران خود لذت ببرد، در روابط عاطفی دائماً طرف مقابل را کنترل کند یا از ناراحتی دیگران احساس قدرت بگیرد. چنین رفتارهایی میتوانند ویژگیهای سادیستی محسوب شوند اما این موضوع بهتنهایی به معنای تشخیص یک «اختلال شخصیت سادیستی» نیست.
در واقع اختلال شخصیت سادیستی در طبقهبندی فعلی DSM بهعنوان یک اختلال شخصیت مستقل وجود ندارد. این مفهوم در گذشته مورد بررسی قرار گرفته بود اما در نسخههای بعدی DSM بهعنوان یک تشخیص مستقل باقی نماند.
در مقابل، اصطلاح «اختلال سادیسم جنسی» یا Sexual Sadism Disorder همچنان یک تشخیص مشخص بالینی است.
سادیسم جنسی چیست؟
در سادیسم جنسی، تحریک جنسی فرد میتواند با رنج جسمانی یا روانی فرد دیگری ارتباط پیدا کند. این رنج ممکن است در قالب درد، ترس، تحقیر یا سلطه تجربه شود.
اما اینجا یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد.
فانتزی یا رفتار توافقی میان دو فرد بزرگسال لزوماً به معنای «اختلال سادیسم جنسی» نیست.
بر اساس معیارهای DSM-5-TR، برای تشخیص اختلال سادیسم جنسی معمولاً باید الگوی مکرر و شدید تحریک جنسی مرتبط با رنج فرد دیگر وجود داشته باشد و فرد یا این تمایلات را نسبت به شخصی که رضایت نداشته عملی کرده باشد، یا این افکار و تمایلات باعث رنج قابلتوجه یا اختلال در زندگی او شده باشند. معیار زمانی نیز معمولاً حداقل شش ماه در نظر گرفته میشود.
بنابراین نباید هر نوع رفتار تسلط جویانه در رابطه جنسی را سادیسم بیمارگونه دانست.
علائم و نشانههای سادیسم چیست؟
علائم سادیسم بسته به اینکه درباره ویژگیهای رفتاری صحبت کنیم یا اختلال سادیسم جنسی، میتوانند متفاوت باشند.
برخی نشانههایی که ممکن است نیازمند بررسی تخصصی باشند عبارتاند از:
لذت بردن از رنج واقعی دیگران
فرد ممکن است از ناراحتی، ترس، تحقیر یا درد دیگران احساس رضایت کند حتی زمانی که طرف مقابل واقعاً در حال رنج کشیدن است.
نیاز مداوم به کنترل دیگران
گاهی فرد برای داشتن احساس قدرت تلاش میکند دیگران را تحت کنترل خود قرار دهد. کنترل مالی، عاطفی، اجتماعی یا جنسی میتواند بخشی از این رفتار باشد.
اما باید توجه داشت کنترلگری بهتنهایی مساوی با سادیسم نیست و در مشکلات روانشناختی مختلف دیده میشود.
تحقیر مکرر شریک عاطفی
مسخره کردن، کوچک کردن، شرمنده کردن یا شکستن عزتنفس طرف مقابل میتواند یکی از نشانههای یک رابطه ناسالم باشد.
اگر هدف فرد از این رفتارها ایجاد رنج و لذت بردن از آن باشد، موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بیتوجهی به رضایت طرف مقابل
یکی از مهمترین خطوط قرمز، نادیده گرفتن «نه» گفتن دیگری است.
در هر رابطهای، از جمله روابطی که شامل رفتارهای BDSM هستند، رضایت نقش اساسی دارد. ادامه دادن یک رفتار پس از پس گرفتن رضایت، رابطه توافقی محسوب نمیشود.
افزایش تدریجی شدت رفتارهای آسیبزا
اگر فرد دائماً برای رسیدن به رضایت بیشتر نیازمند ایجاد ترس، آسیب یا تحقیر شدیدتر باشد، ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا میکند.
مشکلات قانونی، شغلی یا عاطفی
زمانی که تمایلات فرد باعث از بین رفتن روابط، مشکلات شغلی، خشونت، شکایت قانونی یا آسیب دیگران شده است، مراجعه به متخصص سلامت روان ضروریتر میشود.
احتمالا مقاله رابطه زناشویی دردناک (دیسپارونی): راهنمای جامع علل، تشخیص و درمان رابطه جنسی دردناک هم میتواند برایتان مفید باشد.
مازوخیسم چیست؟
مازوخیسم در معنای کلی به تجربه لذت یا رضایت از درد، تحقیر، رنج یا قرار گرفتن در موقعیت تحت سلطه اشاره دارد.
اما مانند سادیسم، استفاده روزمره از اصطلاح مازوخیسم با تعریف بالینی آن متفاوت است.
برای مثال گاهی فردی سالها در یک رابطه ناسالم باقی میماند و اطرافیان میگویند: «حتماً مازوخیست است.»
این برداشت میتواند کاملاً اشتباه و حتی آسیبزننده باشد.
ماندن در یک رابطه خشونتآمیز ممکن است دلایل بسیار متفاوتی داشته باشد، از وابستگی مالی و ترس گرفته تا تهدید، وابستگی عاطفی، فرزندان، عزتنفس پایین، تروما یا احساس ناتوانی. بنابراین نباید قربانی خشونت را به دلیل ماندن در رابطه «مازوخیست» دانست.
مفهومی با عنوان «شخصیت مازوخیستی» یا Self-Defeating Personality Disorder در گذشته مطرح شده بود، اما شواهد کافی برای پذیرفتن آن بهعنوان یک اختلال شخصیت مستقل وجود نداشت و در طبقهبندیهای جدید DSM یک تشخیص مستقل محسوب نمیشود.
مازوخیسم جنسی چیست؟
مازوخیسم جنسی به حالتی گفته میشود که تجربه درد، تحقیر، محدود شدن یا تسلیم شدن میتواند بخشی از تحریک جنسی فرد باشد.
بار دیگر باید میان «علاقه مازوخیستی» و «اختلال مازوخیسم جنسی» تفاوت قائل شویم.
بر اساس DSM-5-TR، زمانی تشخیص اختلال مازوخیسم جنسی مطرح میشود که این الگو دستکم شش ماه وجود داشته و باعث رنج بالینی قابلتوجه یا اختلال در حوزههای مهم زندگی فرد شده باشد. بسیاری از افرادی که علایق مازوخیستی دارند هرگز معیارهای یک اختلال روانپزشکی را ندارند.

علائم مازوخیسم چیست؟
نشانههای احتمالی مازوخیسم با توجه به نوع آن متفاوت هستند.
ارتباط تحریک جنسی با درد یا تحقیر
در مازوخیسم جنسی ممکن است برخی اشکال درد، تسلیم یا تحقیر با تحریک جنسی همراه شوند.
وجود چنین فانتزیهایی بهتنهایی برای تشخیص اختلال کافی نیست.
وابستگی شدید به یک الگوی خاص
اگر فرد تقریباً بدون وجود یک الگوی مشخص قادر به تجربه رابطه جنسی رضایتبخش نباشد و این مسئله برای او یا رابطهاش مشکل ایجاد کرده باشد، بررسی توسط روانشناس یا روانپزشک میتواند مفید باشد.
قرار دادن خود در معرض آسیب جدی
اگر رفتارهای فرد خطر آسیب جسمانی جدی داشته باشند یا کنترل آنها دشوار شده باشد، موضوع دیگر فقط یک ترجیح شخصی نیست و باید جدی گرفته شود.
احساس شرم و اضطراب شدید
برخی افراد نه به دلیل خود تمایل، بلکه به دلیل ترس از قضاوت اجتماعی دچار شرم شدید میشوند.
در چنین مواردی هدف رواندرمانی الزاماً «از بین بردن علاقه» نیست بلکه ممکن است روی کاهش اضطراب، افزایش خودشناسی و بررسی سالم یا ناسالم بودن رفتار تمرکز شود.

تفاوت سادیسم و مازوخیسم چیست؟
سادهترین تفاوت این دو مفهوم در جهت تجربه درد یا سلطه است.
در سادیسم، لذت یا تحریک میتواند با ایجاد درد، سلطه یا تحقیر شخص دیگری مرتبط باشد.
در مازوخیسم، لذت یا تحریک ممکن است با دریافت درد، تسلیم شدن یا قرار گرفتن در موقعیت تحقیر همراه شود.
با این حال انسانها همیشه در یکی از این دو دسته ثابت قرار نمیگیرند. برخی افراد بسته به رابطه، شرایط یا شریک عاطفی میتوانند نقشهای متفاوتی داشته باشند.
از طرف دیگر، وجود هیچکدام از این تمایلات الزاماً به معنی بیماری روانی نیست.
احتمالا مقاله اختلالات جنسی و سکس تراپی؛ راهنمای کامل برای زوجها هم میتواند برایتان مفید باشد.
علت سادیسم و مازوخیسم چیست؟
برای سادیسم و مازوخیسم نمیتوان یک علت واحد پیدا کرد.
رفتار و تمایلات جنسی انسان حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی، روانشناختی، تجربیات زندگی، الگوهای یادگیری، روابط اولیه و ویژگیهای شخصیتی است.
گاهی افراد به دنبال یک توضیح بسیار ساده هستند؛ مثلاً میپرسند: «آیا کسی که در کودکی کتک خورده حتماً مازوخیست میشود؟»
پاسخ منفی است.
تجربه سوءاستفاده یا تروما ممکن است در زندگی برخی افراد نقش داشته باشد، اما نمیتوان از وجود یک فانتزی خاص نتیجه گرفت که فرد حتماً در کودکی آسیب دیده است.
همچنین نباید هر فرد دارای علایق BDSM را قربانی تروما دانست.
در ارزیابی بالینی، روانشناس معمولاً بهجای جستوجوی یک علت ساده، مجموعهای از عوامل را بررسی میکند: سابقه روابط، تجربیات کودکی، نحوه شکلگیری تمایلات جنسی، میزان کنترل فرد بر رفتارها، وجود اضطراب یا افسردگی، مشکلات شخصیتی، تجربه تروما و کیفیت روابط فعلی.
آیا سادیسم و مازوخیسم بیماری روانی هستند؟
نه همیشه.
این یکی از مهمترین نکات این مقاله است.
داشتن فانتزی، علاقه یا رفتار متفاوت جنسی بهتنهایی به معنای داشتن اختلال روانی نیست.
انجمن روانپزشکی آمریکا بهصراحت میان علاقه جنسی غیرمعمول و اختلال پارافیلیک تفاوت قائل میشود. زمانی احتمال اختلال بالینی بیشتر میشود که فرد دچار رنج قابلتوجه یا اختلال عملکرد باشد، دیگران آسیب ببینند یا افراد بدون رضایت وارد رفتار جنسی شوند.
در ICD-11 سازمان جهانی بهداشت نیز دستهبندی اختلالات پارافیلیک بر مواردی مانند رفتارهای بدون رضایت و رفتارهایی که باعث آسیب یا اختلال بالینی قابلتوجه میشوند تأکید دارد. (منبع)
بنابراین عبارتهایی مانند «هرکسی BDSM دوست دارد بیمار است» یا «هرکس از نقش مطیع لذت میبرد مازوخیسم دارد» از نظر علمی دقیق نیستند.
BDSM چیست و چه ارتباطی با سادیسم و مازوخیسم دارد؟
BDSM اصطلاحی گسترده برای مجموعهای از نقشها و رفتارهای توافقی میان بزرگسالان است.
این واژه معمولاً مجموعه مفاهیمی مانند Bondage و Discipline، Dominance و Submission و Sadism و Masochism را در بر میگیرد.
اما BDSM مساوی با اختلال سادیسم یا مازوخیسم نیست.
ممکن است دو فرد بزرگسال با آگاهی کامل درباره حدود رابطه خود توافق کنند و یکی نقش مسلط و دیگری نقش مطیع را بپذیرد. تا زمانی که رضایت واقعی وجود دارد، امکان متوقف کردن رفتار وجود دارد، مرزها مشخص هستند و آسیب جدی یا اجبار وجود ندارد، نمیتوان صرف وجود چنین رابطهای را نشانه یک اختلال روانی دانست.
مقالات دیگری نیز تأکید میکنند که بسیاری از افرادی که علایق مازوخیستی یا BDSM دارند معیارهای اختلال مازوخیسم جنسی را ندارند.
رابطه ارباب و برده چیست و چه زمانی ناسالم میشود؟
یکی از اشکالی که ممکن است در فضای BDSM دیده شود رابطهای است که با عنوان Master/Slave یا «ارباب و برده» شناخته میشود.
نام این رابطه ممکن است بسیار افراطی به نظر برسد، اما در برخی روابط BDSM این اصطلاح صرفاً به نقشهایی اشاره دارد که افراد با توافق قبلی انتخاب میکنند.
تفاوت اساسی میان یک نقش توافقی و سوءاستفاده واقعی در «رضایت و اختیار» است.
فرد باید بتواند بدون ترس واقعی رضایت خود را پس بگیرد.
اگر یکی از طرفین بگوید «چون نقش تو مطیع است دیگر حق نه گفتن نداری»، چنین رفتاری با مفهوم رضایت سالم سازگار نیست.
رابطهای که شامل تهدید واقعی، اجبار، جلوگیری از ارتباط فرد با دیگران، کنترل کامل مالی، خشونت بدون رضایت یا مجبور کردن شخص به فعالیت جنسی باشد، نباید صرفاً با برچسب BDSM توجیه شود.
در چنین شرایطی ممکن است با سوءاستفاده عاطفی، جنسی یا خشونت در رابطه روبهرو باشیم.

چگونه بفهمیم BDSM است یا سوءاستفاده؟
گاهی مرز این دو برای فردی که داخل رابطه قرار دارد مبهم میشود.
یک سؤال ساده میتواند کمککننده باشد:
آیا من واقعاً امکان نه گفتن دارم؟
اگر فرد فقط از ترس عصبانیت، انتقام، ترک شدن، آسیب یا تهدید طرف مقابل رضایت میدهد، نمیتوان آن را رضایت آزادانه دانست.
همچنین در رابطه سالم، طرفین باید بتوانند خارج از فضای نقشآفرینی درباره احساسات و مرزهای خود صحبت کنند.
اگر تمام قدرت زندگی واقعی فرد ــ از پول و رفتوآمد گرفته تا روابط خانوادگی و تصمیمهای پزشکی ــ بدون رضایت واقعی در اختیار شخص دیگری قرار گرفته باشد، لازم است رابطه از منظر سوءاستفاده و کنترل اجباری نیز بررسی شود.
تجربه اتاق درمان؛ وقتی چیزی که مازوخیسم به نظر میرسد چیز دیگری است
مثال زیر یک نمونه بالینی ترکیبی است و برای آموزش و با توجه به تجربه های اتاق درمان نوشته شده است، نام و جزئیات آن متعلق به فرد واقعی مشخصی نیست.
سارا ۳۳ ساله، با این جمله وارد درمان شد:
فکر میکنم من مازوخیست دارم چون همیشه آدمهایی رو انتخاب میکنم که منو اذیت میکنن.
او سه رابطه عاطفی طولانی داشت و در هر سه رابطه، بعد از مدتی با بیتوجهی، تحقیر و کنترلگری شریک عاطفی مواجه شده بود. هر بار نیز مدت زیادی طول میکشید تا رابطه را تمام کند.
در نگاه اول شاید فردی از بیرون بگوید: «او از رنج کشیدن خوشش میآید.»
اما طی جلسات مشخص شد مسئله چیز دیگری است.
سارا در خانوادهای بزرگ شده بود که محبت والدین بسیار مشروط بود. زمانی توجه دریافت میکرد که نیازهای خودش را کنار میگذاشت و دیگران را راضی نگه میداشت. در بزرگسالی نیز ناخودآگاه بیتوجهی را با الگوی آشنای رابطه پیوند داده بود.
درمان بر شناخت الگوهای رابطهای، مرزبندی، افزایش عزتنفس و بررسی ترس از ترک شدن متمرکز شد.
حدود یک سال بعد، تغییر اصلی این نبود که «مازوخیسم او درمان شده باشد»، چون اساساً تشخیص مازوخیسم مطرح نبود. تغییر اصلی این بود که او رفتارهایی را که قبلاً عشق تعبیر میکرد زودتر تشخیص میداد و دیگر برای حفظ رابطه، تحقیر مداوم را تحمل نمیکرد.
این نمونه نشان میدهد چرا تشخیص دادن خود یا دیگران فقط بر اساس چند رفتار ظاهری میتواند اشتباه باشد.
تجربه اتاق درمان؛ کنترلگری که پشت آن اضطراب قرار داشت
در نمونه دیگری، امیر ۳۸ ساله به پیشنهاد همسرش برای مشاوره مراجعه کرد.
همسر او معتقد بود امیر «سادیسم دارد»، زیرا هنگام دعوا از تحقیر کردن و تهدید به جدایی استفاده میکرد.
ارزیابی جلسات نشان داد که رفتارهای امیر قطعاً ناسالم و آسیبزا بودند، اما نمیشد صرفاً بر اساس آنها اختلال سادیسم جنسی تشخیص داد.
درمان روی تنظیم خشم، نیاز شدید به کنترل، ترس از آسیبپذیر شدن، افکار مالکیتمحور در رابطه و شیوه حل تعارض متمرکز شد.
چند ماه بعد، یکی از نشانههای پیشرفت این بود که او میتوانست هنگام بالا رفتن تنش، گفتوگو را متوقف کند و بعداً بدون توهین درباره اختلاف صحبت کند.
این نمونه نیز نشان میدهد که «رفتار آزاردهنده» همیشه مساوی با «سادیسم» بهعنوان یک تشخیص روانپزشکی نیست.
تجربه اتاق درمان؛ وقتی فانتزی جنسی الزاماً بیماری نیست
در نمونه دیگری، مراجع جوانی با اضطراب شدید مراجعه کرده بود و تصور میکرد داشتن فانتزیهای مرتبط با نقش ارباب و برده به این معناست که «مشکل روانی» دارد.
بخش مهمی از درمان، ارزیابی دقیق بود.
آیا فرد کنترلی روی رفتار خود دارد؟
آیا فرد دیگری بدون رضایت درگیر میشود؟
آیا رفتارها باعث آسیب میشوند؟
آیا این افکار زندگی روزمره را مختل کردهاند؟
در این نمونه، هیچ رفتار اجباری یا بدون رضایت وجود نداشت. بخش بزرگی از اضطراب مراجع از احساس شرم و ترس از قضاوت ناشی میشد.
هدف درمان در چنین شرایطی الزاماً حذف یک فانتزی نیست. درمان میتواند به فرد کمک کند مرز میان فانتزی، رفتار سالم، رفتار پرخطر و اختلال را بهتر بشناسد و درباره تمایلات و مرزهای خود آگاهانهتر تصمیم بگیرد.
با فردی که علائم سادیسم دارد چگونه برخورد کنیم؟
نحوه برخورد به شدت رفتار بستگی دارد.
اگر فقط با فردی کنترلگر یا تحقیرکننده روبهرو هستید، تعیین مرز اهمیت زیادی دارد.
بهطور مشخص بیان کنید چه رفتاری برای شما قابل قبول نیست.
به جای بحث درباره اینکه «تو سادیسم داری یا نه»، درباره رفتار مشخص صحبت کنید:
“تحقیر کردن من جلوی دیگران قابل قبول نیست.”
این شیوه معمولاً مفیدتر از دادن برچسب روانپزشکی است.
اگر فرد رفتار خود را میپذیرد و برای تغییر انگیزه دارد، مراجعه به روانشناس میتواند کمککننده باشد.
اما اگر خشونت واقعی، تهدید، اجبار جنسی یا ترس از آسیب وجود دارد، اولویت با امنیت است؛ نه متقاعد کردن فرد برای رفتن به رواندرمانی.

با فردی که مازوخیسم دارد چگونه برخورد کنیم؟
اگر فردی واقعاً دارای علایق مازوخیستی است، اولین قدم قضاوت نکردن اوست.
داشتن یک فانتزی خاص لزوماً به معنای بیمار بودن نیست.
اگر رفتار توافقی و بدون آسیب است و فرد از آن رنج نمیبرد، الزاماً نیازی به درمان وجود ندارد.
اما اگر فرد احساس میکند نمیتواند رفتار خود را کنترل کند، مرتباً خود را در معرض آسیب قرار میدهد، بدون این الگو قادر به داشتن رابطه نیست یا از این وضعیت رنج زیادی میکشد، پیشنهاد مراجعه به روانشناس یا روانپزشک منطقی است.
همچنین نباید فردی را که در یک رابطه خشونتآمیز گرفتار شده است «مازوخیست» خطاب کرد. چنین برچسبی ممکن است مسئولیت خشونت را بهاشتباه متوجه قربانی کند.
درمان سادیسم چگونه انجام میشود؟
درمان سادیسم به نوع مشکل بستگی دارد.
کسی که مشکلات کنترل خشم و رفتارهای تحقیرآمیز دارد الزاماً همان درمانی را نیاز ندارد که فرد مبتلا به اختلال سادیسم جنسی نیاز دارد.
رواندرمانی
رواندرمانی میتواند روی موضوعاتی مانند شناخت افکار محرک رفتار، تنظیم هیجان، مدیریت خشم، افزایش همدلی، کنترل تکانه و اصلاح باورهای ناسالم درباره قدرت و رابطه متمرکز شود.
در برخی اختلالات پارافیلیک از رویکردهای شناختی رفتاری یا CBT نیز استفاده میشود.
بررسی سایر مشکلات روانشناختی
گاهی مشکلات دیگری مانند اختلالات شخصیت، اضطراب، افسردگی، مصرف مواد یا مشکلات کنترل تکانه نیز وجود دارند و باید همزمان بررسی شوند.
درمان دارویی
در موارد خاص اختلالات پارافیلیک، روانپزشک ممکن است درمان دارویی را نیز بررسی کند. برخی داروهای مؤثر بر میل جنسی یا برخی داروهای روانپزشکی فقط در شرایط مشخص مورد استفاده قرار میگیرند و برای همه افراد مناسب نیستند.
بنابراین چیزی به نام یک «قرص درمان سادیسم» که برای همه افراد قابل استفاده باشد وجود ندارد.
درمان مازوخیسم چگونه است؟
درمان مازوخیسم نیز فقط زمانی معنا پیدا میکند که مشکلی وجود داشته باشد.
اگر فرد صرفاً یک علاقه توافقی دارد و هیچ رنج یا اختلالی در زندگی او ایجاد نشده است، هدف درمان قرار نیست تغییر دادن اجباری علایق او باشد.
اما در اختلال مازوخیسم جنسی یا رفتارهای آسیبزا، رواندرمانی میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
رویکرد شناختی رفتاری، بررسی محرکها، شناخت الگوهای فکری، مدیریت رفتارهای پرخطر و درمان مشکلات همراه میتوانند بخشی از برنامه درمان باشند. در بعضی شرایط خاص درمان دارویی نیز توسط روانپزشک بررسی میشود، اما شواهد درمان دارویی در این حوزه محدودتر است و تصمیم باید فردی باشد.
اگر آنچه مازوخیسم نامیده میشود در واقع الگویی از روابط آسیبزا، وابستگی عاطفی، عزتنفس پایین یا تجربه تروما باشد، درمان نیز باید روی همان مشکل اصلی متمرکز شود.
آیا سادیسم و مازوخیسم قابل درمان هستند؟
پاسخ بستگی دارد که منظورمان از “درمان” چیست.
اگر فرد یک فانتزی یا علاقه جنسی توافقی دارد که برای خودش و دیگری مشکلی ایجاد نکرده است، ممکن است اساساً چیزی وجود نداشته باشد که لازم باشد درمان شود.
اگر فرد دچار اختلال بالینی، رفتارهای اجباری، آسیب به دیگری، رفتارهای پرخطر یا مشکلات شدید رابطهای باشد، درمان میتواند به کاهش رفتارهای مشکلساز و افزایش کنترل فرد کمک کند.
اهداف درمان میتوانند شامل کاهش خطر، افزایش کنترل تکانه، اصلاح الگوهای رابطهای، مدیریت افکار و فانتزیهای مشکلساز، درمان اختلالات همراه و ایجاد روابط سالمتر باشند.
مدت درمان نیز برای همه افراد یکسان نیست.
مقاله راهنمای جامع اضطراب عملکرد جنسی و روشهای غلبه بر آن با سکستراپی هم میتواند برایتان مفید باشد.
چه زمانی باید به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنیم؟
اگر یکی از شرایط زیر وجود داشته باشد، ارزیابی تخصصی توصیه میشود:
فانتزیها یا رفتارها باعث اضطراب یا رنج شدید شدهاند.
فرد احساس میکند قادر به کنترل رفتار خود نیست.
رابطه عاطفی یا زندگی جنسی بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
فرد خود یا دیگری را در معرض آسیب جدی قرار میدهد.
رفتار بدون رضایت طرف مقابل انجام شده یا احتمال انجام آن وجود دارد.
رفتارها باعث مشکلات خانوادگی، شغلی یا قانونی شدهاند.
همراه با این مشکلات، افسردگی، اضطراب، وسواس، مصرف مواد یا مشکلات شدید کنترل خشم نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی روانشناس بالینی، روانپزشک یا متخصصی که در حوزه روابط و مسائل جنسی آموزش تخصصی دیده است میتواند ارزیابی دقیقتری انجام دهد.
چگونه روانشناس مناسب برای مشکلات سادیسم، مازوخیسم و روابط جنسی انتخاب کنیم؟
این موضوعات معمولاً با مقدار زیادی شرم و نگرانی از قضاوت همراه هستند. به همین دلیل انتخاب درمانگری که بتوان بدون ترس با او صحبت کرد اهمیت زیادی دارد.
روانشناس مناسب باید قبل از هر چیز بهجای برچسب زدن، مشکل را ارزیابی کند.
متخصص باید بتواند تفاوت میان فانتزی، رفتار توافقی، اختلال جنسی، خشونت رابطهای و مشکلات شخصیتی را تشخیص دهد.
در بسیاری از موارد مراجعه به روانشناس بالینی، زوجدرمانگر یا درمانگری که در حوزه مسائل جنسی و سکس تراپی تجربه دارد مناسب است. اگر احتمال وجود اختلال روانپزشکی یا نیاز به دارو مطرح باشد، ارزیابی روانپزشک نیز میتواند ضروری باشد.
دریافت مشاوره روانشناسی و روانپزشکی در آغاز
اگر درباره رفتارهای خود یا شریک عاطفیتان نگران هستید، الزاماً لازم نیست از ابتدا بدانید مشکل دقیقاً چه نامی دارد.
گاهی فرد تصور میکند با سادیسم یا مازوخیسم روبهرو است، اما در ارزیابی تخصصی مشخص میشود مسئله اصلی چیز دیگری مانند اضطراب، تروما، وابستگی عاطفی، مشکل کنترل خشم، مشکلات شخصیتی یا یک رابطه ناسالم است.
در پلتفرم آغاز میتوانید براساس نیاز خود روانشناس یا روانپزشک مناسب را انتخاب کنید و جلسه مشاوره را بهصورت تصویری، تلفنی یا متنی بصورت امن و محرمانه برگزار کنید.
در آغاز متخصصان حوزههای مختلف روانشناسی و رواندرمانی حضور دارند از جمله روانشناسان فعال در زمینه روابط عاطفی و ازدواج، زوجدرمانی، مشاوره خانواده، مسائل جنسی، اضطراب و استرس، افسردگی، وسواس، اعتمادبهنفس و عزتنفس، مشکلات شخصیت، خشم و پرخاشگری، تروما و آسیبهای روانی، خیانت و جدایی، نوجوان، کودک و فرزندپروری و سایر حوزههای سلامت روان.
همچنین در شرایطی که ارزیابی پزشکی یا درمان دارویی لازم باشد، امکان مراجعه به روانپزشک نیز وجود دارد.
مهمتر از نامگذاری یک مشکل این است که بفهمیم چه اتفاقی در زندگی فرد در حال رخ دادن است، آیا آسیبی وجود دارد و چه مسیری میتواند کیفیت زندگی و روابط او را بهتر کند.
سوالات متداول درباره سادیسم و مازوخیسم
1- آیا سادیسم یک بیماری روانی است؟
هر رفتار یا علاقه سادیستی به معنای بیماری روانی نیست.
در اختلال سادیسم جنسی عواملی مانند رنج بالینی، اختلال در عملکرد یا رفتار جنسی با فرد بدون رضایت اهمیت دارند.
تشخیص باید توسط متخصص سلامت روان انجام شود.
2- آیا مازوخیسم قابل درمان است؟
اگر مازوخیسم باعث رنج، اختلال در زندگی یا رفتارهای پرخطر شده باشد، رواندرمانی میتواند کمککننده باشد. اما علاقه جنسی توافقی که باعث آسیب یا اختلال نمیشود الزاماً نیازمند درمان نیست.
3- آیا BDSM نوعی بیماری روانی است؟
4- آیا کسی که دوست دارد در رابطه مطیع باشد مازوخیست است؟
نه لزوماً.
علاقه به نقش submissive یا مطیع در یک رابطه توافقی بهتنهایی نشاندهنده اختلال مازوخیسم جنسی نیست.
5- آیا کسی که دوست دارد در رابطه مسلط باشد سادیسم دارد؟
نه لزوماً.
نقش dominant یا مسلط در روابط توافقی با اختلال سادیسم جنسی یکسان نیست. در تشخیص اختلال، موضوعاتی مانند رنج، اختلال عملکرد، آسیب و نبود رضایت اهمیت دارند.
6- با همسر سادیسمی چگونه رفتار کنیم؟
بهتر است قبل از برچسب زدن، روی رفتارهای مشخص تمرکز کنید.اگر تحقیر، کنترلگری یا پرخاشگری وجود دارد، مرزهای خود را واضح بیان کنید و برای دریافت کمک حرفهای اقدام کنید.
در صورت وجود خشونت، تهدید یا اجبار جنسی، امنیت شما در اولویت قرار دارد.
7- آیا ماندن در یک رابطه سمی نشانه مازوخیسم است؟
خیر. افراد ممکن است به دلایل مختلفی مانند ترس، وابستگی عاطفی، وابستگی مالی، تروما، فرزندان یا کاهش عزتنفس در یک رابطه آسیبزا باقی بمانند. نسبت دادن مازوخیسم به قربانی خشونت میتواند برداشت اشتباهی باشد.
8- آیا سادیسم و مازوخیسم از کودکی ایجاد میشوند؟
هیچ علت واحد و قطعی برای آنها وجود ندارد.
تجربیات کودکی ممکن است در بعضی افراد نقش داشته باشند، اما نمیتوان فقط با دانستن یک فانتزی یا رفتار نتیجه گرفت که فرد حتماً در کودکی آسیب دیده است.
9- برای درمان سادیسم و مازوخیسم باید به روانشناس مراجعه کرد یا روانپزشک؟
در بسیاری از موارد میتوان ارزیابی را با روانشناس بالینی یا درمانگر متخصص روابط و مسائل جنسی آغاز کرد.
اگر اختلال شدید، خطر آسیب، مشکلات روانپزشکی همراه یا احتمال نیاز به دارو وجود داشته باشد، مراجعه به روانپزشک (با ارجاع توسط روانشناس) نیز مناسب است.
10- از کجا بفهمیم یک رفتار جنسی فقط فانتزی است یا به اختلال تبدیل شده؟
اگر رفتار یا فانتزی قابل کنترل است، میان بزرگسالان با رضایت صورت میگیرد و موجب آسیب، رنج شدید یا اختلال جدی در زندگی نمیشود، الزاماً اختلال محسوب نمیشود.
اگر کنترل رفتار دشوار شده، فرد دیگری بدون رضایت درگیر میشود یا زندگی فرد تحت تأثیر جدی قرار گرفته است، ارزیابی تخصصی توصیه میشود.



