بغل کردن پارتنر چه فوایدی دارد؟ فواید لمس همسر برای سلامت جسم و روان

بغل کردن پارتنر چه فوایدی دارد؟ فواید لمس همسر برای سلامت جسم و روان
فهرست مطالب

گرفتن دست همسر هنگام قدم زدن، در آغوش گرفتن او بعد از یک روز سخت، لمس آرام شانه‌ها هنگام صحبت کردن یا حتی نشستن نزدیک یکدیگر، رفتارهایی بسیار ساده به نظر می‌رسند. با این حال، همین تماس‌های کوچک می‌توانند بخش مهمی از تجربه امنیت، محبت و صمیمیت در یک رابطه عاطفی باشند.

وقتی درباره رابطه سالم صحبت می‌کنیم، معمولاً توجه ما به مهارت‌هایی مثل گفت‌وگو، حل تعارض، اعتماد، وفاداری و درک متقابل جلب می‌شود. همه این موارد مهم‌اند، اما گاهی یکی از ابتدایی‌ترین روش‌های ارتباط انسان‌ها را فراموش می‌کنیم: لمس.

انسان قبل از اینکه بتواند حرف بزند، از طریق لمس با محیط و افراد مهم زندگی خود ارتباط برقرار می‌کند. یک آغوش، گرفتن دست یا تماس آرام می‌تواند بدون استفاده از هیچ کلمه‌ای پیام‌هایی مانند «کنارت هستم»، «برام مهمی» یا «اینجا امنه» را منتقل کند.

اکنون پژوهش‌ها نشان می‌دهند که فواید لمس همسر ممکن است فقط به احساس نزدیکی عاطفی محدود نباشد. یک مطالعه جدید روی سالمندان نشان داده است افرادی که تماس فیزیکی بیشتری با شریک عاطفی خود داشتند، چند سال بعد شاخص‌های بهتری در برخی ابعاد سلامت قلبی‌عروقی و متابولیک نشان می‌دادند.

البته این یافته به این معنا نیست که بغل کردن جایگزین ورزش، تغذیه مناسب، درمان پزشکی یا کنترل فشار خون است. اما نشان می‌دهد کیفیت روابط نزدیک ما ممکن است به شکل‌هایی بسیار واقعی با سلامت جسم و روان ارتباط داشته باشد.

پژوهش جدید درباره فواید لمس همسر چه می‌گوید؟

در سال ۲۰۲۶ پژوهشی در مجله علمی Brain, Behavior, & Immunity – Health منتشر شد که به بررسی ارتباط میان تماس فیزیکی زوج‌ها و وضعیت سلامت سالمندان پرداخت (مقاله پژوهش)

در این پژوهش، اطلاعات مربوط به 787 نفر بررسی شد. میانگین سنی شرکت‌کنندگان حدود 73 سال بود، بنابراین برخلاف بسیاری از مطالعات قبلی که روی جوانان انجام شده بودند، این تحقیق مستقیماً به سالمندان پرداخت.

شرکت‌کنندگان در دو مقطع زمانی و با فاصله تقریباً پنج سال مورد بررسی قرار گرفتند.

از افراد پرسیده شد در طول یک سال گذشته چند بار با شریک عاطفی خود تماس بدنی نزدیک داشته‌اند. همچنین میزان تماس بدنی آنها با افراد دیگری غیر از شریک عاطفی‌شان نیز ثبت شد.

پاسخ‌ها از «هرگز» تا «چند بار در هفته یا بیشتر» متغیر بود.

پژوهشگران سپس وضعیت جسمانی شرکت‌کنندگان را در چند زمینه بررسی کردند.

پژوهشگران چه شاخص‌هایی را اندازه‌گیری کردند؟

برای ارزیابی سلامت افراد، پژوهشگران سه دسته کلی از شاخص‌ها را در نظر گرفتند:

حوزه سلامتمنظور چیست؟
سلامت متابولیکشاخص‌هایی مرتبط با سوخت‌وساز و فرایندهای شیمیایی بدن
سلامت قلبی‌عروقیعواملی مانند فشار خون، ضربان قلب و سایر شاخص‌های مرتبط با عملکرد قلب و عروق
سلامت نورواندوکرینشاخص‌هایی مرتبط با هورمون‌ها و تعامل سیستم عصبی و غدد درون‌ریز

افرادی که در ابتدای پژوهش تماس فیزیکی بیشتری با شریک عاطفی خود داشتند، پنج سال بعد به طور متوسط وضعیت بهتری در برخی شاخص‌های سلامت متابولیک و قلبی‌عروقی نشان دادند.

اما پژوهشگران چنین ارتباطی را برای تماس با افراد دیگری غیر از شریک عاطفی مشاهده نکردند.

همچنین در این مطالعه، ارتباط مشخصی میان لمس شریک عاطفی و شاخص‌های نورواندوکرین پیدا نشد.

بنابراین نباید نتیجه پژوهش را بیش از حد تعمیم داد. این مطالعه نشان‌دهنده یک ارتباط آماری است و به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که لمس همسر مستقیماً باعث پیشگیری از بیماری قلبی می‌شود.

با این حال، یافته‌ها با مجموعه‌ای از تحقیقات قبلی درباره ارتباط حمایت اجتماعی، استرس و سلامت جسمی هماهنگ هستند.

چرا لمس همسر می‌تواند بر بدن تأثیر بگذارد؟

یکی از توضیح‌های احتمالی پژوهشگران، نقش استرس مزمن است.

زندگی روزمره برای بسیاری از افراد با نگرانی‌های مالی، مشکلات خانوادگی، بیماری، مسئولیت‌های کاری، مراقبت از اعضای خانواده و فشارهای اجتماعی همراه است.

وقتی استرس برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کند، فقط ذهن ما را خسته نمی‌کند بلکه بدن نیز درگیر می‌شود.

استرس مزمن می‌تواند روی خواب، فشار خون، سیستم ایمنی، اشتها، سطح انرژی و بسیاری از عملکردهای جسمی اثر بگذارد.

در مقابل، احساس حمایت اجتماعی می‌تواند به فرد کمک کند شرایط پراسترس را قابل مدیریت‌تر تجربه کند.

لمس محبت‌آمیز یکی از روش‌هایی است که حمایت عاطفی می‌تواند از طریق آن منتقل شود.

گاهی وقتی فردی ناراحت است، گفتن یک جمله طولانی اثر چندانی ندارد، اما گرفتن دست او یا در آغوش گرفتنش می‌تواند پیام بسیار روشنی منتقل کند: «تنها نیستی.»

بغل کردن پارتنر چه فوایدی دارد؟

آیا بغل کردن واقعاً می‌تواند استرس را کاهش دهد؟

در پژوهش‌های روانشناختی، تماس اجتماعی مثبت بارها با واکنش‌های آرام‌کننده بدن ارتباط داده شده است.

بغل کردن، گرفتن دست و سایر انواع تماس محبت‌آمیز در بعضی شرایط می‌توانند با احساس امنیت و آرامش بیشتر همراه باشند.

اما نکته مهم این است که لمس باید مطلوب و رضایت‌بخش باشد.

اگر فردی تمایل به تماس بدنی نداشته باشد یا لمس را ناخواسته، تحمیلی یا آزاردهنده تجربه کند، نمی‌توان انتظار همان تأثیر مثبت را داشت.

بنابراین وقتی از فواید لمس همسر صحبت می‌کنیم، منظور ما تماس بدنی‌ای است که:

1- با رضایت دو طرف انجام می‌شود.

2- برای هر دو نفر احساس امنیت ایجاد می‌کند.

3- با کیفیت رابطه سازگار است.

4- به عنوان نشانه‌ای از محبت، حمایت یا صمیمیت تجربه می‌شود.

لمس در رابطه عاطفی چگونه پیام امنیت می‌دهد؟

روابط عاطفی فقط از طریق کلمات ساخته نمی‌شوند.

فرض کنید فردی یک روز بسیار سخت در محل کار داشته است. وقتی به خانه می‌آید، همسرش ممکن است با پرسیدن «چی شده؟» آغازگر گفت‌وگو شود.

اما گاهی قبل از هر گفت‌وگویی، یک آغوش کوتاه می‌تواند تنش اولیه را کاهش دهد.

در این لحظه لمس عملاً به یک پیام غیرکلامی تبدیل می‌شود.

ممکن است معنی آن این باشد:

من اینجا هستم

لازم نیست الان همه چیزو توضیح بدی

میتونی کمی آرام باشی

برای برخی افراد چنین تماس‌هایی بخشی مهم از احساس دلبستگی و امنیت در رابطه هستند.

لمس و صمیمیت زوجین چه ارتباطی دارند؟

یکی از تصورهای اشتباه این است که تماس فیزیکی میان زوج‌ها فقط مقدمه رابطه جنسی است.

در حالی که تماس بدنی غیرجنسی نقش بسیار مهمی در صمیمیت عاطفی دارد.

گرفتن دست، در آغوش گرفتن، بوسیدن صورت، لمس دست یا شانه، نشستن نزدیک یکدیگر، یا در آغوش گرفتن کوتاه هنگام ورود و خروج از خانه، همگی می‌توانند مستقل از رابطه جنسی بخشی از صمیمیت زوجین باشند.

وقتی هر نوع تماس فیزیکی الزاماً به رابطه جنسی منتهی شود، ممکن است یکی از زوجین به‌تدریج از تماس معمولی هم اجتناب کند چون احساس می‌کند هر لمس انتظاری به دنبال دارد.

در زوج‌درمانی، گاهی بازسازی تماس‌های بدنی ساده و بدون انتظار جنسی می‌تواند بخشی از بازسازی امنیت و صمیمیت باشد.

نمونه‌ای از فضای درمان: وقتی لمس تقریباً از رابطه حذف می‌شود

مثال زیر یک نمونه ترکیبی و آموزشی است و شرح پرونده واقعی فرد مشخصی نیست.

فرض کنیم زوجی به نام «رضا» و «مینا» بعد از ۱۵ سال زندگی مشترک برای مشاوره زوج مراجعه می‌کنند.

مشکل اصلی آنها در ظاهر دعواهای مکرر درباره کارهای خانه است.

اما در جلسات مشخص می‌شود که در چند سال اخیر بخش زیادی از تماس بدنی روزمره میان آنها تقریباً از بین رفته است.

نه هنگام رسیدن به خانه یکدیگر را در آغوش می‌گیرند، نه کنار هم می‌نشینند، و نه حتی تماس‌های کوچک و خودجوش گذشته را دارند.

مینا می‌گوید: ما هنوز با هم زندگی می‌کنیم ولی گاهی حس می‌کنم بیشتر شبیه دو همخونه‌ایم

رضا هم می‌گوید: فکر می‌کردم مشکل اصلی دعواهاست. اصلاً متوجه نشده بودم چقدر از هم فاصله گرفتیم

در چنین شرایطی درمانگر قرار نیست به سادگی بگوید: بیشتر همدیگر را بغل کنید و مشکل حل می‌شود

ابتدا باید بررسی شود چرا تماس کم شده است.

آیا کینه‌های حل‌نشده وجود دارد؟

آیا رابطه جنسی تبدیل به منبع فشار شده است؟

آیا یکی از زوجین از لمس احساس ناراحتی می‌کند؟

آیا افسردگی، اضطراب، درد جسمی یا مشکلات دیگری وجود دارند؟

بعد از بررسی این عوامل، ممکن است زوج به‌تدریج تماس‌های کوچک و توافق‌شده را دوباره وارد رابطه کند.

مثلاً چند دقیقه نشستن کنار هم، گرفتن دست هنگام گفت‌وگو یا یک آغوش کوتاه بدون هیچ انتظار دیگری.

چنین تمرین‌هایی قرار نیست معجزه کنند بلکه می‌توانند به بازسازی تجربه نزدیکی کمک کنند.

چرا فواید لمس همسر در سالمندی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟

چرا فواید لمس همسر در سالمندی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟

سالمندی تغییرات زیادی با خود به همراه دارد.

بازنشستگی، کاهش فعالیت اجتماعی، بیماری‌های جسمی، از دست دادن دوستان یا اعضای خانواده، تغییر توانایی‌های جسمی و حتی تغییر تصویر فرد از خودش می‌تواند روی زندگی روانی تأثیر بگذارد.

در چنین دوره‌ای رابطه عاطفی ممکن است به یکی از مهم‌ترین منابع حمایت اجتماعی تبدیل شود.

برای زوجی که سی یا چهل سال کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند، تماس فیزیکی می‌تواند معنایی بسیار فراتر از جذابیت جنسی داشته باشد.

گاهی گرفتن دست همسر سالمند در مطب پزشک، هنگام دریافت یک خبر نگران‌کننده یا حتی هنگام تماشای تلویزیون، حامل دهه‌ها خاطره و اعتماد مشترک است.

همین موضوع پژوهش جدید را مهم می‌کند زیرا بسیاری از تحقیقات مربوط به لمس تا پیش از این بیشتر روی جوانان تمرکز کرده بودند.

چرا لمس شریک عاطفی با لمس سایر افراد یکسان نبود؟

یکی از یافته‌های جالب مطالعه این بود که اثر مشابهی برای تماس فیزیکی با افراد دیگر دیده نشد. این نتیجه لزوماً به معنای بی‌ارزش بودن آغوش دوستان یا اعضای خانواده نیست بلکه نشان می‌دهد ممکن است معنا و زمینه لمس اهمیت داشته باشد.

لمس شریک عاطفی در یک رابطه امن می‌تواند با مجموعه‌ای از تجربیات همراه باشد: احساس تعلق، امنیت عاطفی، تاریخچه مشترک، اعتماد، صمیمیت و تجربه حمایت در طول سال‌ها.

بنابراین شاید تأثیر تماس بدنی تنها ناشی از خود تماس پوست با پوست نباشد بلکه به معنایی که مغز ما به آن تماس می‌دهد نیز مرتبط باشد.

آیا هرچه بیشتر همسرمان را لمس کنیم سالم‌تر می‌شویم؟

این نتیجه‌گیری درست نیست.

پژوهش مورد بحث یک ارتباط میان میزان تماس شریک عاطفی و برخی شاخص‌های سلامت نشان داده است، اما نمی‌توان از آن فرمولی مثل «هر روز پنج بار همسرتان را بغل کنید تا بیماری قلبی نگیرید» استخراج کرد.

سلامت جسم تحت تأثیر صدها عامل است؛ از جمله: ژنتیک، رژیم غذایی، فعالیت بدنی، خواب، مصرف دخانیات، بیماری‌های زمینه‌ای، داروها، سطح استرس، شرایط اقتصادی و اجتماعی.

لمس محبت‌آمیز یکی از اجزای احتمالی یک رابطه حمایتگر است، نه درمان بیماری.

کیفیت رابطه از تعداد تماس مهم‌تر است

دو نفر ممکن است ده‌ها بار در روز یکدیگر را لمس کنند اما رابطه‌ای پر از ترس، کنترل یا تعارض داشته باشند.

در مقابل، زوج دیگری ممکن است تماس بدنی کمتری داشته باشند اما رابطه آنها امن، محترمانه و حمایتگر باشد.

بنابراین نباید کیفیت رابطه را صرفاً با تعداد آغوش‌ها اندازه‌گیری کرد.

سؤال مهم‌تر این است: وقتی همسرتان شما را لمس می‌کند، چه احساسی دارید؟ آرامش؟ امنیت؟ محبت؟ یا فشار، اجبار و ناراحتی؟ معنای لمس بسیار مهم است.

تفاوت افراد در نیاز به تماس بدنی

همه افراد نیاز یکسانی به تماس فیزیکی ندارند، یک نفر ممکن است بسیار لمسی باشد و مرتب همسرش را در آغوش بگیرد فرد دیگری ممکن است محبت خود را بیشتر از طریق کارهای عملی یا گفت‌وگو نشان دهد، این تفاوت الزاماً به معنای نبود عشق نیست.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که دو نفر نیازهای بسیار متفاوتی داشته باشند و درباره آن صحبت نکنند.

مثلاً یکی از زوجین می‌گوید: تو هیچ‌وقت بغلم نمی‌کنی، پس دوستم نداری

در حالی که دیگری واقعاً متوجه نیست این رفتار تا چه اندازه برای همسرش اهمیت دارد.

در چنین شرایطی گفت‌وگوی مستقیم می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد: وقتی بدون اینکه چیزی بگم بغلم می‌کنی احساس نزدیکی بیشتری می‌کنم.

این جمله بسیار مؤثرتر از این است که بگوییم: تو اصلاً به من محبت نمی‌کنی

وقتی یکی از زوجین از بغل کردن و لمس شدن خوشش نمی‌آید

وقتی یکی از زوجین از لمس شدن خوشش نمی‌آید

نباید تصور کرد همه افراد باید لمس را دوست داشته باشند.

تجربیات گذشته، تفاوت‌های شخصیتی، شرایط جسمی، حساسیت‌های حسی و حتی وضعیت روانی می‌توانند روی احساس فرد نسبت به تماس بدنی اثر بگذارند.

برخی افراد ممکن است در شرایط اضطراب شدید یا خستگی تمایل کمتری به لمس داشته باشند برای برخی دیگر، تجربه آزار یا تروما می‌تواند تماس بدنی را پیچیده‌تر کند، در چنین شرایطی اصرار بر لمس کردن به نام «محبت» نه‌تنها مفید نیست بلکه ممکن است احساس ناامنی ایجاد کند.

اصل مهم این است: تماس بدنی سالم باید بر پایه رضایت و احترام متقابل باشد.

نمونه‌ای دیگر از اتاق درمان: چرا همسرم دیگه بغلم نمی‌کنه؟

این مثال نیز یک نمونه ترکیبی آموزشی است.

فرض کنیم سارا از این موضوع ناراحت است که همسرش مهدی تقریباً هیچ‌وقت او را در آغوش نمی‌گیرد.

سارا این موضوع را نشانه کاهش علاقه می‌داند.

می‌گوید: قبلاً خیلی بیشتر بود، الان انگار اصلاً منو نمیبینه

مهدی اما توضیح متفاوتی دارد: هر وقت نزدیکش میشم فکر می‌کنه می‌خوام رابطه جنسی داشته باشیم. بعد اگر خودش حال نداشته باشه عقب می‌کشد. کم‌کم من هم دیگه نزدیک نشدم

اینجا مشکل فقط «کمبود لمس» نیست، مشکل، معنایی است که هر یک از زوجین به لمس داده‌اند.

در فرایند زوج‌درمانی می‌توان روی ایجاد تماس‌های محبت‌آمیز بدون انتظار جنسی کار کرد تا هر دو نفر دوباره تجربه کنند که یک آغوش می‌تواند صرفاً یک آغوش باشد اگر زوج بتواند این تمایز را ایجاد کند، ممکن است به‌تدریج احساس امنیت بیشتری در تماس بدنی شکل بگیرد.

نقش لمس هنگام تعارض

در برخی زوج‌ها لمس می‌تواند هنگام اختلاف به کاهش تنش کمک کند، اما این موضوع کاملاً به شرایط بستگی دارد مثلاً گرفتن دست همسر هنگام گفت‌وگوی دشوار برای بعضی افراد آرامش‌بخش است اما فردی که بسیار عصبانی یا آشفته است ممکن است در آن لحظه تمایل به تماس نداشته باشد بنابراین نباید وسط دعوا بدون توجه به واکنش طرف مقابل او را بغل کرد و انتظار داشت آرام شود.

بهتر است پرسید: می‌خوای بغلت کنم یا ترجیح میدی تنها باشی؟

همین سؤال ساده دو پیام مهم منتقل می‌کند: احساس تو برام مهمه و من به مرز بدنی تو احترام میذارم.

چگونه تماس بدنی سالم را در رابطه بیشتر کنیم؟

نیازی نیست رفتارهای عجیب یا برنامه‌های پیچیده طراحی کنید.

اگر هر دو نفر با تماس فیزیکی راحت هستند، می‌توانید از رفتارهای کوچک شروع کنید.

هنگام دیدار و خداحافظی یکدیگر را در آغوش بگیرید

این رفتار ساده می‌تواند ورود و خروج از فضای مشترک را به یک لحظه ارتباط تبدیل کند.

هنگام صحبت کردن گاهی دست هم را بگیرید

به‌خصوص هنگام گفت‌وگوهای عاطفی، گرفتن دست می‌تواند احساس نزدیکی ایجاد کند.

تماس فیزیکی را همیشه به رابطه جنسی متصل نکنید

آغوش، بوسه و لمس می‌توانند ارزش مستقل داشته باشند.

درباره ترجیحات خود صحبت کنید

ممکن است چیزی که برای شما محبت‌آمیز است برای همسرتان خوشایند نباشد.

به جای حدس زدن بپرسید: چه نوع تماس یا محبتی بیشتر بهت احساس نزدیکی میده؟

به «نه» احترام بگذارید

اگر همسرتان در لحظه‌ای تمایل به لمس ندارد، این موضوع الزاماً نشانه طرد شما نیست.

احترام به مرزهای جسمی یکی از پایه‌های احساس امنیت در رابطه است.

تماس فیزیکی نمی‌تواند مشکلات عمیق رابطه را پنهان کند

گاهی افراد تلاش می‌کنند با افزایش محبت ظاهری، مشکلات جدی رابطه را نادیده بگیرند.

اگر رابطه درگیر خیانت، خشونت، تحقیر، کنترل‌گری، بی‌اعتمادی شدید یا تعارض مزمن است، چند آغوش بیشتر مشکل اصلی را حل نمی‌کند در چنین شرایطی ابتدا باید مسئله اصلی بررسی شود.

تماس فیزیکی زمانی بیشترین معنا را دارد که بخشی از یک رابطه امن و محترمانه باشد.

لمس و سلامت روان چه ارتباطی دارند؟

یکی از مهم‌ترین عملکردهای روابط نزدیک، کمک به تنظیم هیجان است.

انسان‌ها همیشه احساساتشان را در تنهایی تنظیم نمی‌کنند. حضور فردی که به او اعتماد داریم می‌تواند تجربه استرس، ترس یا اندوه را تغییر دهد، این فرایند را گاهی می‌توان نوعی تنظیم هیجانی در بستر رابطه دانست.

وقتی فردی بعد از یک روز سخت کنار همسرش می‌نشیند و دست او را می‌گیرد، مشکل مالی یا کاری ناگهان ناپدید نمی‌شود اما تجربه فرد از آن مشکل ممکن است تغییر کند.

تفاوت میان: من باید تنهایی با این مسئله کنار بیام و یک نفر کنار منه برای ذهن انسان می‌تواند بسیار مهم باشد.

صمیمیت جسمی در سالمندی نباید نادیده گرفته شود

گاهی جامعه به اشتباه تصور می‌کند نیاز به محبت، تماس بدنی و صمیمیت فقط متعلق به جوانی است در حالی که نیاز به ارتباط و محبت محدودیت سنی ندارد.

افراد در دهه‌های شصت، هفتاد یا هشتاد زندگی نیز ممکن است همچنان نیازمند آغوش، تماس، نزدیکی و تجربه صمیمیت باشند حتی ممکن است با افزایش سن و کاهش شبکه اجتماعی، نقش شریک زندگی در تأمین حمایت عاطفی پررنگ‌تر شود بنابراین صحبت درباره صمیمیت در سالمندی نباید موضوعی عجیب یا خجالت‌آور تلقی شود.

چه زمانی کاهش تماس بدنی در رابطه می‌تواند یک علامت باشد؟

کم شدن لمس همیشه نشانه مشکل نیست، ممکن است به علت خستگی، بیماری، بچه‌دار شدن، تغییر سبک زندگی یا فشار کاری باشد.

اما اگر کاهش تماس همراه با این موارد باشد، بهتر است درباره آن صحبت کنید: احساس فاصله عاطفی، کاهش گفت‌وگو، دلخوری‌های حل‌نشده، کاهش رابطه جنسی، ترس از شروع تماس، احساس طردشدگی یا افزایش تعارض‌ها. در چنین شرایطی کم شدن تماس ممکن است یکی از نشانه‌های فاصله عاطفی باشد، نه مشکل مستقل.

آیا زوج‌درمانی می‌تواند به بازسازی صمیمیت کمک کند؟

بله، به‌خصوص وقتی زوجین خودشان نمی‌دانند چرا فاصله ایجاد شده است، زوج‌درمانگر می‌تواند به دو نفر کمک کند الگوهای ارتباطی‌شان را ببینند.

برای مثال ممکن است چرخه‌ای مانند این وجود داشته باشد: یک نفر احساس فاصله می‌کند و برای نزدیکی بیشتر فشار می‌آورد فرد دیگر این فشار را آزاردهنده می‌بیند و بیشتر عقب می‌کشد، نفر اول عقب کشیدن را نشانه بی‌علاقگی می‌بیند و فشارش بیشتر می‌شود و نفر دوم باز هم فاصله بیشتری می‌گیرد.

در ظاهر موضوع ممکن است «بغل نکردن» باشد، اما در واقع زیر آن ترس از طرد، اضطراب، خشم یا نیاز به استقلال وجود دارد، درمان تلاش می‌کند همین لایه‌های عمیق‌تر را آشکار کند.

اگر همسرم علاقه‌ای به تماس بدنی ندارد چه کنم؟

اگر همسرم علاقه‌ای به تماس بدنی ندارد چه کنم؟

اولین قدم فشار آوردن نیست، بهتر است درباره تجربه او کنجکاو شوید.

می‌توانید بگویید: حس می‌کنم این مدت کمتر دوست داری بغلت کنم. می‌خوام بفهمم چه حسی داری، نه اینکه مجبورت کنم

ممکن است پاسخ ساده باشد: وقتی خسته‌ام دوست ندارم کسی لمسم کنه.

یا پیچیده‌تر: مدتی است بینمون ناراحتی هست و تماس بدنی برایم طبیعی نیست

یا شاید: احساس می‌کنم هر بار بغلم می‌کنی انتظار دیگه‌ای پشتشه

هر کدام از این پاسخ‌ها مسیر متفاوتی می‌طلبند.

مهم‌ترین نکته پژوهش چیست؟

مهم‌ترین پیام این تحقیق این نیست که «بیشتر همسرتان را لمس کنید تا سالم بمانید».

پیام مهم‌تر این است که کیفیت روابط نزدیک می‌تواند با سلامت جسمانی ما ارتباط داشته باشد.

در پژوهش مورد بحث، تماس بیشتر با شریک عاطفی با وضعیت بهتر برخی شاخص‌های قلبی و متابولیک در سال‌های بعد همراه بود، پژوهشگران احتمال می‌دهند یکی از مسیرهای این ارتباط، کاهش استرس مزمن باشد اما برای اثبات رابطه علت و معلولی و درک دقیق سازوکارها، تحقیقات بیشتری لازم است.

آغاز، وقتی برای رابطه خود به کمک بیشتری نیاز دارید

گاهی دانستن اینکه رابطه‌مان به صمیمیت بیشتری نیاز دارد کافی نیست.

ممکن است هر دو نفر بخواهند به یکدیگر نزدیک شوند، اما سال‌ها دلخوری، سوءتفاهم یا الگوهای تکرارشونده میان آنها قرار گرفته باشد، در چنین شرایطی صحبت با روانشناس می‌تواند کمک کند مسائل از زاویه‌ای دقیق‌تر بررسی شوند.

در کلینیک روانشناسی آغاز می‌توانید بر اساس موضوعی که با آن درگیر هستید، از میان روانشناسان و روان‌پزشکان مختلف، درمانگر مناسب خود را پیدا کنید و جلسه مشاوره را به صورت تصویری، تلفنی یا متنی رزرو کنید و بسته به نیازتان می‌توانید از حوزه‌های مختلف کمک بگیرید.

روانشناس و مشاور زوج

برای موضوعاتی مانند: کاهش صمیمیت، تعارض‌های زناشویی، مشکلات ارتباطی، کاهش میل یا نزدیکی، خیانت، بی‌اعتمادی، حسادت، و فاصله عاطفی (لیست درمانگران حوزه زوج‌درمانی و روابط عاطفی).

روانشناس فردی

گاهی مشکل ظاهراً مربوط به رابطه است اما اضطراب، افسردگی، اعتمادبه‌نفس پایین، تروما یا تجربه‌های گذشته یکی از زوجین نقش پررنگی دارد. در چنین شرایطی مشاوره فردی می‌تواند مفید باشد.

روانشناس خانواده

اگر مسائل زوجین با روابط گسترده‌تر خانوادگی، والدین، فرزندان یا مرزهای خانوادگی درگیر شده باشد، خانواده‌درمانی می‌تواند گزینه مناسب‌تری باشد.

روانشناس حوزه مسائل جنسی و زناشویی

اگر کاهش تماس بدنی با مشکلات جنسی، کاهش میل، درد، ترس از رابطه یا نارضایتی جنسی همراه باشد، مراجعه به متخصص سکس تراپی و مشکلات جنسی می‌تواند به شناسایی ریشه مشکل کمک کند.

روانپزشک

در صورتی که افسردگی، اضطراب شدید، اختلال خواب یا سایر مشکلات روانپزشکی بر صمیمیت و رابطه تأثیر گذاشته باشند، ممکن است ارزیابی روانپزشک و در صورت نیاز درمان دارویی در کنار روان‌درمانی مفید باشد.

مزیت مشاوره آنلاین این است که بدون محدود شدن به محل زندگی، می‌توانید متخصص مناسب خود را انتخاب کنید و شکل ارتباطی‌ای را برگزینید که برای شما راحت‌تر است.

جمع‌بندی، گاهی یک تماس ساده معنای بزرگی دارد

فواید لمس همسر فقط به احساس عاشقانه محدود نمی‌شود.

پژوهش جدید روی سالمندان نشان داده است افرادی که تماس بدنی بیشتری با شریک عاطفی خود داشتند، پنج سال بعد در برخی شاخص‌های سلامت متابولیک و قلبی‌عروقی وضعیت بهتری نشان می‌دادند، این یافته ثابت نمی‌کند که لمس به‌تنهایی باعث سلامت قلب می‌شود اما بار دیگر اهمیت حمایت اجتماعی و روابط نزدیک را نشان می‌دهد.

یک آغوش نمی‌تواند جای دارو، ورزش یا درمان پزشکی را بگیرد اما شاید بتواند کاری انجام دهد که بسیاری از این عوامل قادر به انجامش نیستند: به فرد یادآوری کند که در مواجهه با زندگی تنها نیست.

تماس بدنی سالم وقتی با رضایت، محبت، احترام و امنیت همراه باشد، می‌تواند یکی از ساده‌ترین ابزارهای حفظ صمیمیت در رابطه باشد.

گاهی مسئله این نیست که جمله دقیق و هوشمندانه‌ای برای گفتن پیدا کنیم گاهی کافی است در لحظه‌ای مناسب دست کسی را که دوستش داریم بگیریم.

منبع: The Secret Health Benefits of Partner Touch in Older Couples

سوالات متداول درباره فواید لمس همسر

1- آیا بغل کردن همسر واقعاً برای سلامتی مفید است؟

برخی تحقیقات میان تماس فیزیکی محبت‌آمیز، حمایت اجتماعی، کاهش استرس و بعضی شاخص‌های سلامت ارتباط پیدا کرده‌اند.
پژوهش جدید روی سالمندان نیز نشان داده است تماس بیشتر با شریک عاطفی با سلامت بهتر برخی شاخص‌های قلبی‌عروقی و متابولیک در سال‌های بعد همراه بوده است. با این حال، این ارتباط به معنای اثبات علت و معلول نیست.

2- چند بار در روز باید همسرمان را بغل کنیم؟

عدد علمی و قطعی‌ای وجود ندارد که برای همه افراد مناسب باشد. مهم‌تر از تعداد، رضایت دو طرف و کیفیت تماس است.
چند تماس طبیعی و محبت‌آمیز که هر دو نفر از آن احساس خوبی دارند، ارزشمندتر از تعداد زیادی تماس اجباری است.

3- آیا لمس همسر باعث کاهش استرس می‌شود؟

تماس بدنی مطلوب می‌تواند با احساس حمایت، امنیت و آرامش همراه باشد و احتمالاً یکی از مسیرهایی که پژوهشگران برای ارتباط میان لمس و سلامت مطرح می‌کنند، کاهش استرس مزمن است.
با این حال واکنش افراد به لمس متفاوت است.

4- آیا گرفتن دست همسر هم جزو تماس محبت‌آمیز محسوب می‌شود؟

بله. تماس فیزیکی فقط به بغل کردن محدود نیست. گرفتن دست، لمس شانه، نشستن نزدیک یکدیگر و سایر تماس‌های رضایت‌بخش نیز می‌توانند بخشی از ارتباط غیرکلامی زوج باشند.

5- چرا همسرم دیگر مثل قبل مرا بغل نمی‌کند؟

دلایل زیادی ممکن است وجود داشته باشد؛ از خستگی و فشار کاری گرفته تا دلخوری‌های حل‌نشده، مشکلات جنسی، افسردگی، اضطراب یا احساس فاصله عاطفی.
بهتر است به جای نتیجه‌گیری سریع، درباره این تغییر با او صحبت کنید.

6- آیا کمبود تماس بدنی نشانه پایان رابطه است؟

خیر. میزان تماس در دوره‌های مختلف رابطه تغییر می‌کند. اما اگر کاهش لمس همراه با فاصله عاطفی، کم شدن گفت‌وگو، تعارض شدید یا احساس طردشدگی باشد، بهتر است موضوع را جدی‌تر بررسی کنید.

7- اگر یکی از زوجین لمس شدن را دوست نداشته باشد چه باید کرد؟

مرز بدنی او باید محترم شمرده شود. بهتر است درباره نوع تماس مطلوب، زمان مناسب و احساسات هر دو نفر صحبت شود. هیچ تماس محبت‌آمیزی نباید بدون رضایت فرد انجام شود.

8- آیا تماس فیزیکی می‌تواند جای گفت‌وگو را بگیرد؟

خیر. تماس بدنی و گفت‌وگو مکمل یکدیگرند. اگر مسئله‌ای جدی در رابطه وجود دارد، آغوش نمی‌تواند جای گفت‌وگوی صادقانه یا درمان را بگیرد.

9- آیا فواید لمس فقط برای زوج‌های جوان است؟

خیر. پژوهشی که مبنای این مقاله قرار گرفته دقیقاً روی افراد سالمند با میانگین سنی حدود ۷۳ سال انجام شده است. این موضوع نشان می‌دهد صمیمیت و تماس بدنی در سالمندی نیز می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.

10- چه زمانی برای کاهش صمیمیت در رابطه باید به روانشناس مراجعه کنیم؟

اگر فاصله عاطفی برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده، یکی از زوجین احساس طردشدگی می‌کند، صحبت درباره این موضوع دائماً به دعوا منتهی می‌شود یا مشکلات جنسی و ارتباطی نیز همزمان وجود دارند، صحبت با روانشناس یا زوج‌درمانگر می‌تواند کمک‌کننده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *